هاتور، الههٔ زرین، الههای بود که به زنان در زایمان یاری میکرد، به مردگان امکان زایش دوباره میبخشید و موجب نوزایی کیهان میشد. این ایزد پیچیده میتوانست همزمان نقش مادر، همسر و دختر خدای آفرینندهٔ خورشید را ایفا کند. هاتور همچنین میتوانست با تصویر بدیل نیلوفر ازلی یکی گرفته شود؛ گلی که کودک-خورشید در نخستین سپیدهدم از آن سر برآورد. او را میتوانستند بهعنوان «مادر» تمام خدایان کودک ستایش کنند؛ همچون نفرتم، ایهی و هارسوماتوس که تولدشان نماد توانایی کیهان برای نوزایی بود.
او بیشتر بهصورت زنی زیبا تصویر میشد که دیسک سرخ خورشید میان دو شاخ گاو بر سرش قرار دارد. این موضوع به نظر میرسد اشارهای کهن به اسطورهای باشد که در آن خدای خورشید بر سرِ گاو آسمانی به آسمان برده میشود. گاو الهی دیگری به نام مِهت-وِرِت که اغلب بهعنوان شکلی ازلی از هاتور در نظر گرفته میشد، خدای خورشید را به دنیا آورده و او را بالای آبهای آغازین برافراشته بود.
هاتور در آسمان
نام هاتور به معنای «جایگاه (یا کاخ) حورس» است که احتمالاً او را به مادر اصلی شاهین آسمانی بدل میکند. در متون هرم، جایگاه حورس بخش ویژه ای از آسمان بود که پادشاه مرده در آن جوانی دوباره مییافت. این جایگاه در آسمان باعث پیوند الهه با اجرام آسمانی شده بود. مثلا زمانی که به عنوان چشم رع نقش بازی میکرد، میتوانست با خورشید یا ستارهٔ صبحگاهی و یا با ستاره شامگاهی یعنی زهره همانند شود. در دوران یونانی–رومی، هاتور بهعنوان ایزدبانوی ماه نیز ستایش میشد. او الههٔ همهٔ فلزات گرانبها، سنگهای قیمتی و موادی بود که با درخشش اجرام آسمانی همسانی داشتند، مانند طلا، نقره، مس، فیروزه و لاجورد.
هاتور را «نخستین بانوی کشتی میلیونها» مینامیدند، زیرا او در دماغهٔ کشتی خورشیدی میایستاد و رهبری دفاع آن را در برابر مارِ هرجومرج، آپوفیس، بر عهده داشت.
ارتباط رع با هاتور
تا اینجا اگر اپیزود های اساطیر مصر را شنیده باشید پی به پیوندی میان هاتور و رع برده ایده و احتمالا این پیوند در ذهنتان بسیار گنگ است. در ادامه سعی میکنم کمی وضعیت را شفاف تر کنم. البته که در ذات این پیوند گنگی و ابهام وجود دارد. به هر روی. . . میدانیم که رع، چشم خود را برای تنبیه فرزندان سرکش انسانها فرستاد. چشم رع در شکل شیر درنده چنان وحشی بود که تنها با مستکردن او توانستند آرامش کنند و وی توانست دوباره به آسمان بازگردد و به صورت هاتور زیبا و مهربان درآید.
الههٔ دوردست که رع را ترک کرده و در قالبی گربهسان در بیابانهای آنسوی مصر میزیست، میتوانست با هاتور یکی گرفته شود. این شناسایی نسبتاً دیر پدید آمد، اما هاتور مدتها پیش بهعنوان الههٔ سرزمینهای بیگانه و محصولاتشان شناخته میشد. وقتی الههٔ دوردست ک در اینجا میتوان او را هاتور دانست به پیش پدر خود بازمیگردد، طغیان نیل را با خود میآورد که برای آرامکردنش باید از موسیقی، رقص، جشن و مستی بهره میگرفتند.
این روایت، توجیه اسطورهای برای عناصر وحشی و شورمند در آیین هاتور بود. شایسته بود که تمام آفرینش به شادمانی برخیزد، هنگامی که هاتور در تمام شکوه درخشان خود بازمیگردد و بار دیگر با پدرش همراه میشود. این بخشی از پیوند میان هاتور و رع بود.
بخش دیگری از این پیوند این است که اتحاد هاتور با خدای آفریننده میتوانست هم بهصورت ارتباط جنسی فهمیده شود و هم بهصورت اتحاد آفریننده با نیروی فعال خویش. چگونه؟ بدین صورت که هاتور هم دستی بود که آتوم را به انزال وامیداشت و هم خودش تخم الهی را تجسم میبخشید. یعنی هاتور هم برای خود دختر بوده و هم مادر.
بهعنوان اصل مؤنثِ آفرینش، او میتوانست فریبندهترین و اغواگرترین الهه باشد. همین بُعد اروتیک شخصیت او سبب شد هاتور در شعرهای مصری، حامی عاشقان بهشمار رود و بعدها یونانیان نیز او را با آفرودیت یکی بگیرند.
ایزد بانو در نبرد حورس و ست
در روایت جدال حورس و ست، خورشیدخدا رع هنگامی که از سوی خدای بابون، بابی Babi ، مورد اهانت قرار میگیرد، به خشم میآید و به پشت میخوابد. این تصویر نشان میدهد که خدای آفریننده خورشید دارد به حالت بیتحرک و بیجان نخستین بازمیگردد؛ وضعیتی که به معنای پایان جهان بود. در این لحظه، هاتور نزد پدرش میرود و اندام جنسی خود را به او نشان میدهد. رع فوراً میخندد، از جا برمیخیزد و دوباره به اجرای ماعت (عدالت و نظم کیهانی) بازمیگردد.
در این جا هاتور با برانگیختن خدای خورشید نهتنها خشم و اندوه او را میزداید، بلکه از طریق همین عمل اروتیک، نظم و تداوم هستی را بازمیگرداند.
امیدوارم این گنگی تا حدی رفع شده باشد. پس تا اینجا دیدیم که هاتور می تواند الهه مادر باشد، یعنی الهه ای که مادر خدای کودک است و چون هم خدای آفریننده و هم حورس را در اساطیر مصر به عنوان کودک دیده ایم می تواند مادر هر دو باشد. هم می تواند همسر خدای آفریننده باشد که به صورت دست ظاهر شده و به انزال خدا کمک می کند. هم دختر خدای آفریننده به شکل چشم رع باشد. امیدوارم با این قسمت هر چه ریسیده بودم را پنبه نکرده باشم. اما در ادامه خواهم کرد.
هاتور در دنیای زیرین
در بخش هایی از اساطیر مصر همانطور که می توان انتظار داشت رابطه ای میان هاتور و دنیای مردگان نیز وجود داشته. این بخش چهرهای کمتر انسانی و بیشتر کیهانی از هاتور نشان میدهد؛ جایی که او دیگر فقط الههی عشق و موسیقی یا مادر حامی پادشاه نیست، بلکه بهعنوان خدای بانوی غرب، در نقش راهنمای مرگ و زندگی پس از آن ظاهر میشود. دیگر تا کنون قطعا می دانید که هر جا کلمه غرب در اساطیر مصر مطرح میشود یعنی دنیای مردگان.
در متون دنیای زیرین، هاتور با آغوش گشوده خود، خورشیدِ در حال غروب را میپذیرد و همانطور که رع را در سفر شبانهاش همراهی میکند، برای آدمیان نیز گذار از مرگ به زندگی نو را آسان میسازد.
مرگ هر فرد، در اسطورهها، توسط هفتگانهی هاتور رقم میخورد؛ او در هیئتهای گوناگون ظاهر میشد:
- بهعنوان بانوی نکروپولیس (شهر مردگان)، دروازههای جهان زیرین را میگشود.
- بهعنوان الههی درخت، مردگان تازهوارد را با سایه، هوا، آب و خوراک زنده میکرد.
- در قالب هفت گاو هاتور، ارواح میتوانستند از شیر جاودانگی بنوشند و نیروی زندگی دوباره را در خود بیابند.
در متون تابوت و بعدها در کتاب مردگان، جادوهایی نوشته شده بود تا درگذشتگان بتوانند بهعنوان پیروان هاتور، حیات جاودانه به دست آورند. در داستانی از دورهی متأخر، هاتور حتی فرمانروای دنیای مردگان است و کسانی را که در زمین ناعادلانه رفتار کردهاند، مجازات میکند.
تا دورهی یونانی-رومی، زنان مرده در جهان پس از مرگ دیگر خود را با اوزیریس یکی نمیکردند، بلکه خویشتن را با هاتور همانند میدانستند. تنها پس از آنکه ایزیس بسیاری از ویژگیهای هاتور را در اختیار گرفت، هاتور جایگاه خود را بهعنوان مهمترین الاهه مصر از دست داد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

