نون در اسطورههای مصر باستان، تجسمِ اقیانوس آغازین بود—همان آبهای بیکران و تاریکی مطلقی که تمام زندگی از دل آن پدید آمد. پس از آفرینش جهان، این تاریکیِ آبیرنگ از بین نرفت و همچنان جهان را دربر گرفته بود، از طرفی در بالا از ستارگان فراتر میرفت و از طرف دیگر در پایینترین عمق جهان زیرین (دوات) به صورت ژرفترین مغاک ظاهر میشد.
ولی در نقش ایزد، نون کهنترین موجود هستی در نظر گرفته میشد که با لقب «پدر خدایان» شناخته میشد. او همراه با همتای مؤنث خود، نائونت (Naunet)، بخشی از هشت ایزد آغازین یعنی اوگدوآد هرموپولیس بود. یعنی نون و نائونت گروهی کیهانی بودند که عناصر اولیه مانند تاریکی، بیحرکتی، بینهایتی و آب را مجسم میکردند. در این مجموعه، نون شکل قورباغه یا سری قورباغهای داشت. در اساطیر هرموپولیس ، نون نامهایی همچون تاریکی، هیچی، هیچ جا و بیکران داشت و او را به هیئت مردی ریش دار و گاهی با سر غوک یا سوسک یا مار مجسم میکردند که تا کمر در آب ایستاده و قایق خورشید را نگهداشته.
نون، خدای باروری
از دوران پادشاهی نوین به بعد، نون همچنین بهعنوان ایزدی بارور و بخشنده تصویر میشد که به پادشاه، هدیهای گرانبها یعنی آب میداد—مادهای حیاتی در سرزمینی بیابانی همچون مصر. مصریان باور داشتند که تمام دریاها و رودخانهها در نهایت از نون سرچشمه میگیرند. در زمان طغیان سالانه رود نیل، سرزمین مصر به حالتی در می آمد که انگار دارد به وضعیت آغازین خود بازمیگردد— به شکلی که تمدن در آستانه نابودی قرار میگرفت.
در چنین لحظاتی، خدای آفریننده باید مداخله میکرد و فرستادگانی الهی را نزد خداوند نون میفرستاد تا او را از نابود کردن جهان باز دارد و نیروی ویرانگر سیلاب را مهار کند. در «کتاب دروازهها» (Book of Gates)، صحنهای وجود دارد که در آن نون، خدای خورشید را در سپیدهدم از مغاک بیرون میکشد—نمادی از آغاز دوبارهی زندگی. از آنجا که نون نهتنها منبع تاریکی بود بلکه دارای توان بالقوهی آفرینش زندگی نیز بود،
در بسیاری از روایتها، او به عنوان یک دمیورژ تلقی میشد. اما دمیورژ که در فارسی به آن عقل فعال می گویند چیست؟
حکیمان باور دارند که در پشت صحنهی جهان، موجودی هست که واسطه بین خدا و جهان است. این موجود خودش آگاه است، خودش را میشناسد، علت خود و نتیجههایش را هم درک میکند. نه در ماده و جسم جای دارد و نه وابسته به شکل و بدن است. بیرون از زمان و مکان است. از خداوند فیض میگیرد و آن را به جهان میرساند. همهی آگاهیها، تواناییها و نیروهای جهان به کمک اوست. چون خودش آگاه و غیرمادی است، به آن «عقل» میگویند، و چون واسطهی رساندن فیض از خدا به جهان و نیرویی فعال است، آن را «عقل فعال» مینامند.
خالق نون کیست؟
در شهر ممفیس، گفته میشد که خدای آفریننده یعنی پتاح (Ptah)، خود را در قالب نون متجلی کرد تا زندگی و رشد را ممکن سازد. اما در بسیاری از اسطورههای آفرینش مصری، بیان میشود که خدای آفریننده درون نون پدیدار شد؛ یعنی در دل آبهای آغازین و تاریک، زندگی شکل گرفت و نون بستر شکل گیری آفرینش بوده.
اما چه چیزی خود نون را آفریده؟ قدرتهای زایندهی نون، گاهی در قالب ایزدبانویی بهنام مهت-ورت (Mehet-Weret) تجسم مییافتند که به معنای «سیل بزرگ». است. این ایزد بانو در برخی اسطورهها، مادر رع بود، همان خدای خورشید. اما جالب است بدانید که نون در زندگی روزمره مصریان باستان نیز حضور داشته. در اسطورههای مصری، حالات نیمههوشیار یا بیهوشی همچون خواب، مستی و مرگ، همگی بهصورت فرورفتن در مغاک نون توصیف میشدند.
خدای اقیانوس آغازین در دنیای زیرین
در کتاب جهان زیرین بهنام «کتاب دروازهها» (Book of Gates)، رع در طول شب با ارواح مردگان در نون متحد میشود.
در اوج این متن، خدای نون به شکل موجودی غولپیکر ظاهر میشود که کشتی خورشید را از ژرفنا بیرون کشیده و به آسمان بازمیگرداند، نماد پیروزی زندگی بر تاریکی و مرگ. اما امان از زمانی که خدای آفریننده تصمیم بگیرد به نزد پدرش نون بازگردد. در این لحظه، همهچیز در دل تاریکی و آبهای آغازین فرو خواهد رفت، و آفرینش پایان خواهد یافت—درست همانگونه که در آغاز، از دل نون پدید آمده بود.
مصریان، پیری را نشان خرد و دانایی میدانستند. از همین رو، نون در بسیاری از روایتها بهعنوان مشاور خردمند خدایان توصیف میشود و احترام مییابد. به عنوان مثال خاطرتان هست که گفتیم وقتی انسانها بر خدایان شورش میکنند، خدای خورشید رع ایزدبانوی هاتور (Hathor)را به صورت شیر مادهای آتشین به زمین فرستاد تا انسانهای گناهکار را مجازات کند. ایده این گار را نون داده بود.
اما بیایید این موضوع را بیشتر بررسی کنیم. جرالدین پینچ معتقد است که الهه هاتور، سیلاب بزرگ است. چگونه؟ وی میگوید که در بسیاری از فرهنگهای خاور نزدیک، از جمله در اسطورههای بابلی و عبری، روایتهایی از طوفان یا سیلابی عظیم برای نابودی انسانهای شرور وجود دارد مثل داستان حضرت نوح.
در نگاه نخست، روایت مصری ممکن است متفاوت به نظر برسد، اما در واقع، هاتور در اسطوره مصری میتواند همان سیلاب بزرگ باشد. بنابراین، روایت مصری نیز نسخهای از مجازات جهانی توسط نیروهای الهی است—نه از طریق باران و طوفان، بلکه بهوسیله شکل اسطورهایِ خشمِ ایزدبانویی چون هاتور.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

