خپری، مظهر سپیدهدم خدای خورشید؛ که معمولاً به شکل سوسک سرگین نشان داده میشود، یکی از چهار شکل اصلی خدای خورشید، رع، بود. نام او از کلمه خپر به معنای «شدن» یا «دگرگون شدن» گرفته شده است. خِپِرو به معنای تغییر یا دگرگونی بود و خپری کسی بود که خود را دگرگون یا «خلق کرد».
خپری به شکل یک سوسک درخشان و رنگینکمانی، یک شاهین با سر سوسک یا یک مرد با سر سوسک که بر تخت نشسته است، ظاهر میشود. عادت سوسک سرگین غلتان در هل دادن یک توپ بزرگ از سرگین به تصویر یک سوسک غولپیکر که خورشید و سایر اجرام آسمانی را در آسمان هل میدهد، تبدیل شد. اما چرا باید سوسک سرگین غلتان چنین جایگاهی در ذهن مردم متدنی مثل مصریان داشته باشد؟ پاسخی که داده میشود این است که سوسکهای جوان از توپهای سرگین دفن شده بیرون میآیند و پرواز میکنند. ظهور ظاهراً معجزهآسای آنها از زمین ممکن است باعث ایجاد ایده خپری به عنوان یک خدای خودساخته شده باشد.
از همان ابتدای متون اهرام، این خدا به عنوان یکی از نامهای خدای خورشید ذکر شده است. او به عنوان “درخشان” و “کسی که در نون است” خطاب میشود. خپری با قدرت خلاق قلب مرتبط بود و با خدای خورشید نوزاد که خلقت را با برخاستن از آبهای اولیه یا نیلوفر آبی اولیه آغاز کرد، یکی دانسته میشد.
خپری نماد رع به عنوان طلوع خورشید
معجزه آن اولین طلوع خورشید هر روز تکرار میشد. در داستان اساطیری نام حقیقی رع، خدای خورشید زخمی به ایزیس میگوید که او «خپری در صبح، رع در ظهر، آتوم در عصر» است. این ایزد بانو، خورشید جوان سپیده دم، اغلب با رع-آتوم، خورشید پیر عصر، یک جفت تشکیل میداد. قایق شب خورشید با آتوم و قایق روز با خپری مرتبط بود. در هلیوپولیس، آتوم-خپری به عنوان یک خدا پرستش میشد که روزانه دستخوش یک سری دگرگونیها میشد. در کتاب آنچه در جهان زیرین است، جسد خدا در طول شب تقسیم و دفن میشود، اما او دوباره پیروزمندانه در سپیده دم برمیخیزد.
زندگی انسان به عنوان مجموعهای از خِپِروها یعنی دگرگونی ها و تغییرات دیده میشد، مانند دگرگونی از کودک به بزرگسال یا پیر به جسد. خپری میتوانست به تبدیل نهایی از مومیایی به آخ (روح دگرگونشده) کمک کند. در کتاب مردگان، خپری برای غلبه بر ترس شدید از گندیدگی احضار میشود. متوفی اعلام میکند که جسدش پوسیده نخواهد شد زیرا «من خپری هستم. اجزای بدن من به وجود خود ادامه خواهند داد.»
طلسم خدا
این وعده زندگی دائمی و تجدیدپذیر پس از مرگ، شکل سوسک خپری را به محبوبترین نماد مصری تبدیل کرد. میلیونها سوسک در طول ۲۵۰۰ سال به عنوان طلسم ساخته شدند. این خدا هیچ معبدی برای خود نداشت، اما سوسکهای سنگی غولپیکر در برخی از معابد برپا میشدند. نمونه معروف در کنار دریاچه مقدس کارناک، نزدیک به یک کلیسای زیرزمینی است که نمایانگر دوآت (جهان زیرین) بود.
در یک آیین بسیار مخفی، تصویر فرقهای آمون-رع به این کلیسای کوچک نزول میکرد و در حالی که به خپری تبدیل شده بود، «که از زمین بیرون میآید» بازمیگشت. این مجسمه خپری اسطورهشناسی خاص خود را ایجاد کرده است. زنان محلی وقتی امیدوار به بچهدار شدن هستند، آن را لمس میکنند و به گردشگران گفته میشود که اگر سه بار دور آن بچرخند، این مجسمه قدرت برآورده کردن آرزوها را دارد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

