شو و تفنوت فرزندان خدای خالق خورشید بودند. آنها اولین زوج الهی بودند و نسل دوم را در شجرهنامه خدایان – که به عنوان انئاد Enead هلیوپولیس شناخته میشود – تشکیل دادند. شو خدای هوای خشک و حیاتبخش و نور خورشید بود که برای اولین بار زمین را از آسمان جدا کرد. تفنوت با رطوبت و شبنم صبحگاهی، مرتبط بوده باشد.
شو و تفنوت توسط یک خدای خالق دوجنسیتی، که معمولاً با نام آتوم یا رع-آتوم شناخته میشود، تولید شدند که داستانش را در معرفی آتوم گفتیم.
در ابتدا، شو و تفنوت به طور کامل از خالق متمایز نبودند. در متون تابوت، آنها اغلب به عنوان یک تثلیث در نظر گرفته میشوند: «کسی که به سه تبدیل شد». شاید به همین دلیل باشد که الهیات توحیدی پادشاه آخناتون جایی برای شو و تفنوت به عنوان جنبههایی از خدای نور پیدا کرد. برخی از مجسمههای اولیه آخناتون و ملکهاش، نفرتیتی، احتمالاً آنها را به عنوان شو و تفنوت نشان میدهند.
ضرورت جدایی دو خدا
در تفکر ارتدکستر مصری، نوعی جدایی برای ادامه روند خلقت ضروری بود. متونی که از پادشاهی میانه تا دوره یونانی-رومی قدمت دارند، شرح میدهند که چگونه شو و تفنوت پدر خود را ترک کردند، به طور تصادفی یا به منظور کاوش.
آنها خیلی زود در تاریکی که خالق را احاطه کرده بود، گم شدند. خالق تنها و مضطرب شد. پس «چشم تنها» را از پیشانی خود برداشت و او را برای جستجوی فرزندان گمشدهاش فرستاد. برخی از نسخهها حاکی از آن است که شو و تفنوت برای مدت بسیار طولانی گم شده بودند. به نظر میرسد وقتی با چشم رع برمیگردند، بالغ شدهاند.
اولین پیوند شو و تفنوت دو فرزند به دنیا آورد، خدای زمین گب و الهه آسمان نوت. این دو با شور و اشتیاق یکدیگر را در آغوش گرفتند تا اینکه پدرشان، شو، آنها را از هم جدا کرد. این عمل جدایی یکی از رایجترین صحنههای اسطورهای به تصویر کشیده شده در هنر مصری است. شو به شکل انسان، با پری بر سر، در حالی که بدن گب را لگدمال میکند و بدن نوت را در دست دارد، نشان داده شده است. شو به یک غول کیهانی تبدیل میشود که «گامهایش به اندازه طول آسمان است». او توسط خدایان مختلفی که به عنوان «حامیان شو» شناخته میشدند، یاری میشد.
نقش پررنگ شو و تفنوت در آفرینش
مهمترین آنها هشت خدای هه بودند که شو آنها را از مایعات بدن خود آفرید. شو با جدا کردن زمین و آسمان و ایجاد یک فضای خالی پر از هوا و نور خورشید، اجازه داد روند خلقت آغاز شود. بنابراین او به عنوان یک خدای خالق به حساب میآمد. او همچنین یکی از خدایانی بود که گفته میشود پس از عزیمت خدای خورشید به آسمانها بر مصر حکومت میکرد. در یک فهرست، سلطنت او ۷۰۰ سال ذکر شده است.
طبق یک اسطوره متأخر، او سرانجام تاج و تخت و همسرش، تفنوت، را به پسرش، گب، واگذار کرد. تفنوت، «دختر بسیار محبوب»، گاهی با دو «دختر» دیگر خدای خورشید خالق یکی دانسته میشد: یکی ماعات که مظهر نظم الهی بود و دیگری چشم رع. در برخی از نسخههای داستان الهه چشم، هاثور-تفنوت است که با پدرش دعوا میکند و به شکل یک شیر ماده وحشی برای زندگی به بیابان میرود. گاهی از برادرش، شو، به عنوان خدایی که او را به بازگشت ترغیب میکند، نام برده میشود.
شو و تفنوت همچنین با شیرهای دوقلوی افق یکی دانسته میشدند. آنها به صورت دو شیر یا گربه بزرگ خالدار نشان داده میشوند که رو به یکدیگر دارند و خورشید در افق بین آنها قرار دارد. این شیرها معانی زمانی مختلفی داشتند. آنها نمایانگر دیروز و فردا یا دو شکل از زمان بودند.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

