سشات (Seshat)

شنیداری ۲ دقیقه خواندن
سشات (Seshat)

سشات الهه‌ای بود که جهان را اندازه‌گیری و ثبت می‌کرد. او به عنوان بانوی معماران، حامی معماری، ستاره‌شناسی و ریاضیات بود. این الهه با لقب «آن‌که در کتابخانه پیشگام است» شناخته می‌شد و همکار یا همتای زن تحوت، خدای خرد و دانش، به شمار می‌رفت. سشات و تحوت طول دوران فرمانروایی یک پادشاه را با نوشتن نام او بر برگ‌های درخت ایشد در هلیوپولیس تثبیت می‌کردند.

سشات معمولاً پوست پلنگی بر تن داشت، نمادی از مقام کاهنانه. گاهی شاخه‌ی نخل با شیارهایی برای نشانه‌گذاری سال‌ها با خود حمل می‌کرد. تاج اسرارآمیز او شامل ستاره‌ای هفت‌پر (یا گلی هفت‌گلبرگی) بود که بر فراز آن شیئی قرار داشت که احتمالاً کمانی یا جفت شاخی وارونه بود.

به‌عنوان الهه‌ی نوشتن، سشات نگاهبان سالنامه‌های سلطنتی و تبارنامه‌ها بود. او در حال ثبت غنائم به‌دست‌آمده توسط پادشاهان در جنگ به تصویر کشیده می‌شد، شاید به عنوان یادآوری این‌که بخشی از آن‌ها سهم خدایان است. حتی گفته می‌شد این الهه به دنیای زیرین فرود می‌آید تا همه چیز را در قلمرو مردگان ثبت کند.

سشات در دوران متاخرتر

از همان آغاز دودمان دوم، سشات را در حال یاری رساندن به پادشاهان برای پی‌ریزی بنیان نشان داده‌اند. در همین راستا در قلمرو الهی نیز سشات مسئول ساختن کاخ‌های خدایان بود. گاه در این کار، خدایان بینایی و شنوایی او را یاری می‌کردند. این الهه همچنین «کاخ‌هایی در باختر» برای مردگان خوشبخت می‌ساخت.

گاهی سشات را بُعدی از ایزدبانوی دیگری که یاور مردگان بود، یعنی نفتیس، می‌دانستند. در یکی از اوراد متون تابوت، آمده است که این الهه بر کودکی که به دنیا آورده خشم می‌گیرد، درست همان‌گونه که در سنت‌های بعدی گفته شد نفتیس فرزند خود، آنوبیس، را وامی نهد. در دیگر اوراد متون تابوت، تحوت و سشات «نوشته‌ها را نزد مردی در قلمرو مردگان می‌برند.» این نوشته‌ها همان اوراد و افسون‌هایی بودند که به مردگان یاری می‌دادند تا بر هراس‌های جهان زیرین چیره شوند و به روحی نیرومند بدل گردند.

برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.

برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از اساطیر مصر

ستون جد (Djed)
اساطیر مصر

ستون جد (Djed)

ستون جد یکی از رایج‌ترین نمادهای مصر باستان بود. این نماد در خط هیروگلیف برای نوشتن واژه‌ای به کار می‌رفت که معنای «ثبات» یا «تغییرناپذیری» می‌داد.…

قسمت پادکست ۲ دقیقه خواندن
چشم حورس (The Eye of Horus)
اساطیر مصر

چشم حورس (The Eye of Horus)

چشم حورس آمیزه‌ای از چشم و ابروی انسانی با برخی نشانه‌های چهره‌ی شاهین است. چنین چشمانی برای صورت‌های حیوانیِ ایزدان گوناگون که با آسمان پیوند داشتند…

قسمت پادکست ۵ دقیقه خواندن
چشم رع
اساطیر مصر

چشم رع

واژهٔ مصری باستان برای irt که همان چشم است شبیه واژه‌ای برای فعل «انجام دادن» یا «عمل کردن» بود. شاید به همین دلیل است که چشمان…

قسمت پادکست ۴ دقیقه خواندن