پتاح خدایی آفریننده بود که جهان را با قلب و زبان خود آفرید. او خدای اصلی پایتخت مصر، منفیس، بود. او معمولاً به شکل مردی ریشدار با کلاه صنعتگران و ردایی فراگیر یا کفنمانند به تصویر کشیده میشد. پتاح، که به «آن که چهرهاش زیباست» معروف بود، پوستی به رنگ آبی آسمانی داشت. عصای او ترکیبی از سه نماد مهم بود: جد (پایداری)، واس (فرمانروایی) و عنخ ankh (زندگی). او این سه ویژگی را به پادشاهان مصر میبخشید، که اغلب در معبد او در منفیس تاجگذاری میکردند.
همسر خدای منفیس، سخمت، الهه شیرماده خورشیدی بود. پسر آنها نفرتمNefertem، خدای نیلوفر آبی اولیه، بود. همچنین پتاح را پدر ایمهوتپ، شخصیتی تاریخی که بعدها بهعنوان خدای پزشکی و دانش پرستش شد، میدانستند. گاو آپیس، مهمترین حیوان مقدس مصر، پیامآور زمینی و تجلی بع (روح یا نمود) وی به شمار میرفت.
در دوران پادشاهی میانه، این خدا به عنوان یک صنعتگر الهی شناخته میشد که میتوانست بدنی تازه برای یک مرده بسازد. او بهویژه حامی فلزکاران و پیکرتراشان بود. اینکه کوتولهها بهطور سنتی برای ساخت جواهرات به کار گرفته میشدند، ممکن است در پیدایش شکل کوتولهای پتاح (پتایكوس) نقش داشته باشد. یونانیها بعدها پتاح را با خدای آهنگر چلاق خود، هفایستوس، برابر دانستند.
پتاح در همه جا
گفته میشد که پتاح، آیین «گشودن دهان» را اختراع کرده است؛ آیینی که برای جانبخشی نمادین به تندیسهای آیینی و کا (روح) و همچنین باززندهسازی مومیاییها بهکار میرفت. اوزیریس نمونه اسطورهای همه مومیاییها بود، بنابراین در افسون ۶۲ از متون تابوت، وی به هوروس کمک میکند تا دهان اوزیریس را «بگشاید» و دوباره به او امکان تنفس دهد.
در دوران پادشاهی نو، خدای منفیس به عنوان ایزدی دلسوز شهرت یافت. وی به عنوان «گوش شنوا»، او به نیایشهای مردم عادی گوش میداد.
خدا پتاح در قالب دیگر خدایان نیز ظاهر میشود. مردم ممفیس با این کار به خدای خود اهمیت میبخشیدند. در متنی که به نام الاهیات ممفیت (Memphite Theology) شناخته میشود و احتمالاً به اواخر پادشاهی نوین بازمیگردد، وی به عنوان خدایی خودآفریده ستوده میشود که هر آنچه وجود دارد را با نیروی اندیشه و گفتار پدید آورد. این مفهوم با الاهیات هلیوپولیس سازگار شد، چرا که پتاح با بسیاری از خدایان اساطیر آفرینش آن شهر همسان گرفته شد. پتاح با نون و نائونت، خدایان آبهای اولیه که «آتوم را زادند»، پیوند داده شد.
اصلی ترین خدایان
در روایت دیگر، گفته میشد پتاح، خدای آفریننده آتوم را با قلب و زبان خود شکل داده است. پتاح-تاتجنن تجسم تپه آغازین بود، جایی که آفرینش از آن آغاز شد. با ایفای نقش شُو، گفته میشد وی که آسمان را ساخته و آن را همچون پر، بر فراز زمین برافراشته است. او دو سرزمین (مصر) را به عنوان هوروس در «نام بزرگ تاتجنن» خود متحد کرد. این تاتجنن همان تپه آغازین است.
یکی از سرودهای پیشرفته در پاپیروس لیدن کل مجموعه همه خدایان مصری که پانتئون مصر نامیده میشود را به سه نیرو فرو میکاهد: آمون نیروی پنهان بود، رع نیروی آشکار در آسمان، و پتاح نیروی تجلییافته بر زمین.
پتاح همچنین بخشی از سهگانهٔ الهی «پتاح-سوکار-اوزیریس» بود. این مجموعهٔ مقدس به عنوان نمادی از کل چرخهٔ باززایی تفسیر شده است؛ جایی که پتاح نمایانگر آفرینش، سوکار نمایانگر مرگ بهمثابهٔ دگرگونی، و اوزیریس نمایانگر تولد دوباره بود.
پتاح-سوکار-اوزیریس گاه در حال نظارت بر داوری مردگان در تالار دو حقیقت به تصویر کشیده میشد که تا دورهٔ رومیان نیز جایگاهی مهم در دین تدفینی مصر باستان حفظ کرد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

