شای

شای (Shai)

Posted by:

|

On:

|

,

شای تجسم سرنوشت بود. هر فرد شایِ شخصی خود را داشت؛ نوعی تقدیر فردی که به یکتایی او کمک می‌کرد. این ایزد می‌توانست در هیئت انسانی یا به شکل مار به تصویر کشیده شود. او گاهی با خدایان آفریننده‌ای که سرنوشت کل جهان را تعیین می‌کردند، همانند دانسته می‌شد.

شای از جمله خدایانی بود که طول عمر و چگونگی مرگ انسان را تعیین می‌کردند. همچنین با بخت خوب یا بد در زندگی ارتباط پیدا کرد. در شهر اسکندریه، شای به خدای ماری‌شکلِ سرنوشت و شانس به نام اگاتوس دایمون بدل شد.

جفت های شای

شای اغلب با مسخنت یا رِنِنوتت، الهه‌هایی که بر دوره‌های آسیب‌پذیر تولد و نوزادی نظارت داشتند، جفت می‌شد. در کتاب مردگان، شای را می‌توان در کنار ترازوی سنجش قلب متوفی دید. مانند مسخنت و رِنِنوتت، او گاهی به شکل آجر زایمان با سری انسانی درمی‌آمد؛ آجرهایی که زنان مصری برای زایمان روی آن‌ها می‌نشستند. به عنوان ایزدان آجرهای زایش، شای و همتایان مؤنثش به تولد دوباره ارواح مردگان کمک می‌کردند.

اندیشمندان مصری درباره این‌که تقدیر انسان تا چه حد از پیش تعیین شده است، بحث می‌کردند. برخی از متون تعلیمی دیدگاهی بدبینانه داشتند و معتقد بودند که گریز از سرنوشت غیرممکن است؛ اما سرودها و نیایش‌ها ادعا می‌کردند که خدایانی چون آمون می‌توانند سرنوشت انسان را تغییر دهند و سال‌های بیشتری به عمر او بیفزایند.

داستان سرنوشت شاهزاده

روایتی از دوران پادشاهی نوین حکایت می‌کند که چگونه پسری دیرخواسته برای شاه و ملکهٔ مصر به دنیا آمد. در شبی که او متولد شد، هفت ها‌ثور اعلام کردند که شاهزاده سرنوشتی دارد که به دست یک مار، یک کروکودیل، یا یک سگ کشته خواهد شد. پادشاه برای نجات فرزندش، او را در قصری دورافتاده حبس کرد و از همهٔ حیوانات دور نگاه داشت.

اما وقتی بزرگ شد، شاهزاده التماس کرد که آزادش کنند، زیرا سرنوشت او «در دلِ خداست». او به سرزمین نَهارین سفر کرد و با شاهزاده‌خانمی ازدواج کرد که او نیز توسط پدرش زندانی شده بود. آن شاهزاده‌خانم توانست شاهزاده را از اولین سرنوشتش، مار، نجات دهد. شاهزاده همچنین توانست از دومین سرنوشتش، سگ، بگریزد، اما سرانجام به چنگ سومین تقدیرش، کروکودیل، افتاد.

پایان داستان از میان رفته است، اما آخرین جملات نشان می‌دهد که شاید شاهزاده توانسته باشد با مبارزه با دشمن کروکودیل، خود را نجات دهد.

این شاهزاده در داستان شباهت زیادی به خدایی به نام «شِد» دارد که در پایان دوران پادشاهی نوین محبوب شد. نام شِد به معنای «نجات‌دهنده» یا «حامی» است و او اغلب به شکل یک شاهزادهٔ جوان که حیوانات خطرناکی چون مارها، کروکودیل‌ها و شیرها را شکست می‌دهد، نشان داده می‌شد.

داستان شاهزادهٔ محکوم به مرگ بازتاب‌دهندهٔ امید مصریان بود که شجاعت انسانی و دخالت الهی می‌تواند فرد را از یک «شای» (سرنوشت بد) نجات دهد.

برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.

برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.