آمون

آمون (Amun) خدای خالق رازآمیز

Posted by:

|

On:

|

,

آمون نامی ست که حتی ناآگاه ترین افراد در اساطیر مصر هم آن را شنیده اند. اما واقعا این خدا کیست؟ چه جایگاهی در اساطیر و حتی تاریخ کشور کهن مصر دارد؟

آمون کیست؟

آمون خدای خالق رازآمیزی بود که نامش به معنای «پنهان» است. او معمولاً به صورت مردی ریش‌دار در اوج جوانی نشان داده می‌شد که کلاهی با دو پر بلند بر سر داشت. خاستگاه این خدا مبهم است، اما آمون و همتای زنانه‌اش آمونت در متون اهرام به عنوان نگهبانان الهی پادشاه ذکر شده‌اند. این دو ایزد بخشی از گروه هشت خدای اولیه بودند که به نام اوگدوآد Ogdoad هرمپولیس شناخته می‌شدند. در دوره پادشاهی میانه، آمون به تدریج به خدای اصلی منطقه تبس تبدیل شد، جایی که همسر جدیدی به نام موت و پسری به نام خنسو Khonsu پیدا کرد. خنسو خدای ماه است. در دوره پادشاهی نو، پرستش این خدا با پرستش خدای خورشید خالق، رع، ترکیب شد. آمون-رع به عنوان پادشاه خدایان و آفریننده جهان و ساکنان آن پرستیده می‌شد.

در معبد اصلی پرستش او در کرنک Karnak در تبس، «خدای تخت‌های دو سرزمین»، همچون یک فرعون الهی فرمانروایی می‌کرد. برخلاف دیگر خدایان مهم، به نظر نمی‌رسد که این خدا در قلمروی دوردست آسمانی ساکن بوده باشد. حضور او همه‌جا بود، نادیدنی اما همچون باد احساس می‌شد. اوراکل‌های او اراده‌ی الهی را به انسان‌ها منتقل می‌کردند. گفته می‌شد که آمون به‌سرعت برای یاری رساندن به پادشاهان مصر در میدان نبرد یا کمک به فقیران و بی‌پناه‌ها می‌آمد. هنگامی که او در پیکره‌های پرستشی خود تجلی می‌یافت، به طور دوره‌ای از شهر مردگان تبس دیدار می‌کرد تا با الهه‌ی آن، حاتور، یکی شود و زندگی تازه‌ای به مردگان ببخشد.

آمون در الهیات

آمون بیشتر موضوع الهیات نظری بود تا روایت‌های اسطوره‌ای، اما او در اسطوره‌های آفرینش هرمپولیس نیز نقشی داشت. یکی از تجسدهای او «جیغ‌زن بزرگ» بود، غاز ازلی‌ای که فریاد پیروزمندانه‌اش نخستین صدا به شمار می‌رفت. در برخی روایت‌ها این غاز ازلی «تخم جهان» را گذاشت؛ در روایت‌های دیگر، این خدا این تخم را در هیئت مارِ قوچ سر به نام کِماتف («آن‌که لحظه‌اش را کامل کرده است») بارور یا خلق کرد. معبد مدینت هابو Medinet Habu در تبس غربی گاه به‌عنوان مکان این رخداد آغازین شناخته می‌شد.

اما به مانند سایر خدایان اصلی، این ایزد رازآمیز نیز یا به شکل های دیگر در می آمد یا با دیگر خدایان ترکیب میشد. در پایان دوره پادشاهی نوین، آمون اغلب به شکل قوچی نیرومند با شاخ‌های خمیده یا به‌صورت ابوالهولی با سر قوچ به تصویر کشیده می‌شد. او عمدتاً در این هیئت‌ها در نوبیا و لیبی پرستیده می‌شد. از همان دوره پادشاهی میانه، آمون با خدای مین پیوند داده شده بود تا تجسم قدرت جنسی مردانه شود. آمون-مین، خدایی خودزاینده بود.

پیوند با دیگر خدایان

آمون با رع نیز پیوند می خورد. آمون-رع منشأ رازآلود همه زندگی، «آن‌که خود را به میلیون‌ها بدل کرد»، به شمار می‌رفت. در معابد تبس، برای او همراهی به شکل یک کاهنهٔ شاهی در نظر گرفته می‌شد که با عنوان «زن خدا» یا «دست خدا» شناخته می‌شد. یکی از وظایف این زن خدا ظاهراً این بود که به‌طور جسمانی خدا را تحریک کند تا او با تولید زندگی، کار همیشگی آفرینش را ادامه دهد.

همانند خدای قوچ‌سر بَنِبجدت Banebdjedet، گفته می‌شد که آمون به‌طور رازآمیز با ملکهٔ مصر یکی می‌شود تا وارث تخت را بزاید. این اسطورهٔ زایش شاهانه در چندین معبد تبس به تصویر کشیده شده بود. این باور تا دورهٔ یونانی-رومی نیز ادامه یافت، زمانی که افسانه‌هایی دربارهٔ چگونگی زاده‌شدن اسکندر مقدونی، پادشاه جهان‌گشا، از آمون روایت می‌شد. به‌نظر می‌رسد که اسکندر وقتی زیارت خود را به معبد دورافتادهٔ آمون در واحهٔ سیوا انجام داد، به‌عنوان پسر این خدا شناخته شد.

بر اساس گزارش برخی نویسندگان کلاسیک، اسکندر و همراهانش در خطر مرگ در بیابان بودند که دو مار ظاهر شدند و آنان را سالم به سیوا رساندند. غیب‌گویی انجام شده در معبد  آمون در سیوا بی‌خطا پنداشته می‌شد. یونانیان آن را در اسطوره‌شناسی خود جای دادند و ادعا کردند که پهلوانانی چون پرسه‌ئوس و هرکول نیز در آنجا با آمون/زئوس مشورت کرده‌اند.

برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.

برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.