بِس و بِسِت دو ایزدکوتولهٔ محافظ بودند که ارتباطی نزدیک با زایش و باززایی داشتند. در هنر مصر باستان، چندین ایزدکوتوله با نامهای آها، هیتی (هاتی)، یا بس شناخته شدهاند. آنها اغلب بهصورت گروهی در حال خفه کردن مارها، تکان دادن چاقوها ویا نواختن سازهای موسیقی ظاهر میشوند.
آها، که نامش به معنای «جنگجو» است، با نیروهای شر مانند دیوها، مارهای آشوب و جادوگران بیگانه میجنگید و آنها را شکست میداد. هیتی نوعی جنگیر الهی بود که با کوبیدن پا، رقصیدن و نواختن طبل یا دایرهزنگی، شر را میراند.
بس و همتای مؤنث او که مصرشناسان او را «بست» مینامند نیز وظایفی مشابه داشتند. در پایان هزارهٔ دوم پیش از میلاد، بس و بست گاه با خواهر و برادر الهی، شو و تفنوت، یکی دانسته میشدند. بهطرزی متناقض، بس به یک کوتولهٔ غولآسا بدل شد که بدنش از دنیای زیرین تا آسمان میرسید. او همچنین میتوانست شکل جنینی ویژهای از خدای آفرینندهٔ خورشید تلقی شود.
ممکن است در این نقش باشد که بس را میتوان به عنوان موجودی دو جنسیتی نشان داد که در حال شیر دادن یا نوازش نوزادان بس، میمونها یا بچه گربهها است. در هزارهٔ نخست پیش از میلاد، ایزد مشترک حوروس-بس در جادو بهعنوان درمانگر و نگهبان الهی بهکار میرفت.
طلسم های بس و بست
شواهد مربوط به ایزدکوتولهها عمدتاً تصویری است. آنها بر روی اشیای جادویی، وسایل اتاق خواب، و ابزارهای نگهداری یا استعمال لوازم آرایشی به تصویر کشیده شدهاند. طلسمها و پیکرههای بس بیش از ۲,۰۰۰ سال محبوب بودند. برخی زنان نیز حتی تصاویر بس را بهصورت خالکوبی بر بدن خود حک میکردند تا زندگی جنسی یا باروری خود را بهبود دهند.
چهرهی نقابمانند بس دارای چشمانی گشاد، بینی پهن و زبانی بیرونزده بود. این چهره با مویی احاطه میشد که گاه شبیه یال شیر بود. در آغاز، بس احتمالاً کوتولهای بود که پوست کامل یک شیر یا پلنگ را بر تن داشت. اما تا اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد، او بیشتر به شکل موجودی نیمهانسان-نیمهحیوان با بدنی پشمالو، دُمی بلند، و چهرهای زشت همچون «میمونی پیر» تصویر میشد.
پوست خالدار برخی از پیکرههای بس و بِسِت ممکن است به افسانهای مربوط باشد که در آن پوست کندشدهٔ آنتی یا ست به عنوان لباسی محافظ برای قهرمانان نظم به کار میرود. زشتی بس و اینکه او اغلب اندام جنسی بزرگشدهای را به نمایش میگذاشت، به قدرت او به عنوان ایزدی دفعکنندهٔ شر (آپوتروپیک) میافزود. خدای آپوتروپیک، خدا یا الههای است که اعتقاد بر این است که قدرت دفع شر، بدشانسی یا بدبختی را دارد. این چهرههای محافظ از طریق آیینها فراخوانده میشدند و با طلسمها و هنر نمادین میشدند تا نیروهای بدخواه را دفع کنند و محیطی محافظ ایجاد کنند.
خدایان بلاگردان
در اساطیر مصر بس چنین نقشی را دارد در اساطیر یونان پریاپوس خدای بلاگردان است و در اساطیر ایران سَرَوشَه یک ایزد اوستایی ست که دیوان را از خانه های مردم دور میکند. بسِت نیز همان ویژگیهای چهرهٔ شیریشکل بس را داشت. او گاهی به شکل کوتوله و گاهی با بدنی با تناسبات عادی به تصویر کشیده میشد. بسِت برخلاف معمول، عریان نشان داده میشد. در اساطیر مصر، الههها به دو دلیل لباس از تن بهدر میآوردند:
- برای غلبه بر نیرویی دشمن به واسطهٔ قدرت جنسیشان،
- یا برای زاییدن.
برخی از پیکرههای بسِت ممکن است او را باردار نشان دهند. به عنوان یک «مادر الهی»، بسِت میتوانست شکلی از ایزیس یا هاتور باشد.
مجسمههای پیچیدهٔ بس و بَسِت در دورهٔ میانی سوم شامل اشارههای تصویری به اسطورهٔ الههٔ دوردست، هاتور-تِفنوت بودند. این الهه به شکل گربهای در صحراهای نوبی یا لیبی پرسه میزد تا اینکه توسط شو و تات که به شکل میمون یا بوزینه درآمده بودند، به بازگشت ترغیب شد.
در طول پادشاهی جدید، بس معمولاً به جای بسِت، با الهه اسب آبی ترسناک، تاوِرِت، جفت میشد. این دو ایزد در صحنههایی که تولد شاهان و مردم عادی را جشن میگرفتند دیده میشدند.
بس و بست در دنیای مردگان
بس و تاورت همچنین نگهبان نوزادان الهی بودند که در خانههای تولد معابد هزارهٔ اول پیش از میلاد مورد پرستش قرار میگرفتند. متون معبدی و جادویی به بس نقش باز کردن رحم برای تولد کودک را نسبت میدهند.
و اما در بخش آخر معرفی این ایزد به نقش وی در دنیای زیرین میپردازیم.
استفاده از نماد تولد در مقبرهها برای کمک به مردگان برای زندگی دوباره بازتولید میشد. برخی از مقبرههای سلطنتی و تابوتها، بس را با شیاطینی با چهرههای اسب آبی نشان میدهند که از تخت شیرشکلی که متوفی امیدوار بود روی آن دوباره متولد شود، محافظت میکنند. یک مجسمه نقاشی شده از بس، بر اتاق مقبرهای در دره مومیاییهای طلایی که اخیراً کشف شده است، تسلط دارد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

