گب خدای اصلی زمین و همسر الهه آسمان، نوت، بود. آنها فرزندان شو و تفنوت، اولین زوج الهی بودند. گب و نوت نسل سوم از گروه نه خدایی را تشکیل دادند که انئاد هلیوپولیس را تشکیل میدادند. در مراحل اولیه خلقت، خدای زمین و الهه آسمان در آغوشی پرشور در هم قفل شده بودند. جدایی اجباری این دو ایزد توسط پدرشان شو یکی از مهمترین وقایع کیهانی در اسطوره مصری بود. ایزد زمین تقریباً همیشه به شکل انسان نشان داده میشد.
پوست او را به رنگ سبز رنگآمیزی کرده اند، احتمالاً به عنوان نماد گیاهانی که “از بدن گب بیرون میآیند”. گفته میشود موجودات زنده “بر پشت گب میخزند”. هیچ یک از این اشکال حیات نمیتوانستند به وجود بیایند تا اینکه شو، خدای زمین و همسرش و نوت را از هم جدا کرد تا هوا و نور بین آنها وجود داشته باشد.
پس از جدایی آنها، گب و نوت والدین پنج فرزند الهی شدند: اوزیریس، ست، ایسیس و نفتیس و در برخی روایات هوروس بزرگ. به عنوان الهه آسمان، نوت همچنین مادر همه اجرام آسمانی محسوب میشد، بنابراین خدای زمین گاهی اوقات “پدر” خدای خورشید، رع، نامیده میشد. در کتاب نوت، گفته میشود که گب از عادت نوت به خوردن فرزندانش وحشتزده شده است. او توسط خدای خورشید سرزنش میشود و توضیح میدهد که رفتار نوت بخش ضروری چرخه مرگ و تولد دوباره است. اینجا هم مثل اساطیر یونان شاهد خوردن فرزندان هستیم.
گفته میشود که خود گب مردگان را میبلعید و مسئول مارهای خطرناکی بود که در زیر زمین زندگی میکردند. گب مانند سایر خدایان زمینی بعضا خدایی وحشتناک و مسئول زلزلههای مخرب بود. گفته میشود مراسم “کندن زمین” برای بزرگداشت گب برگزار میشد، اما این ممکن است در اصل آیینی برای مطیع کردن خدای خطرناک زمین بوده باشد.
شورش گب
روایتی که فقط در کتیبهای از قرن چهارم پیش از میلاد یافت شده است، میگوید که چگونه گب به شدت علیه والدینش شورش کرد. او تاج و تخت را از پدرش شو گرفت و تفنوت را مجبور به ملکه شدن کرد. گب بیشتر نشانهای الهی رع را به خود اختصاص داد، اما توسط مار آتشینی که از خدای خورشید و همه حاکمان مشروع محافظت میکرد یعنی مِهِن، گزیده شد.
رایجتر این بود که گب را به عنوان «وارث خدایان» منصوب و رهبر انئاد بزرگ در نظر بگیرند. او به عنوان رئیس ساکنان زمین دیده میشد. گفته میشد پادشاهان مصری بر «تخت گب» مینشستند. گب معمولاً قاضی اصلی در اختلاف بزرگ بین هوروس و ست بود. گب این نقش را به عنوان قاضی مردگان در زندگی پس از مرگ نیز ادامه داد. کسانی که به جرم «دشمنی با رع» گناهکار شناخته میشدند، به «تیرهای گب» بسته میشدند تا اعدام شوند. گب به عنوان پدر اوزیریس، برای کمک پدرانه به همه مردگانی که به طور آیینی با اوزیریس شناخته میشدند، فراخوانده می شد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

