ایزیس، مادر حورس و همسر وفادار اوزیریس، بخشی از نسل چهارم در تبارنامهی خدایان هلیوپولیس بود؛ فرزندان گب و نوت. او بیشتر بهصورت زنی با نماد تخت سلطنت بر روی سرش تصویر میشد. این نماد در نوشتن نام ایزیس نیز بهکار میرفت. همانطور که میدانید در خط هیروگلیف از نماد ها و تصاویر برای بیان مفهوم استفاده می شود. مثلا نماد دهان برای بیان حرف ر استفاده میشده و نماد تخت برای ست بوده. حال در بالای سر الهه ایزیس از نماد تخت بهره میبردند تا آن را از دیگر الاهگان تمایز دهند. ایزیس بهعنوان «ایزدبانوی تخت»، مادر هر پادشاه مصری بهشمار میرفت. دلسوزی و مهر مادریاش سرانجام تمام انسانها را در بر گرفت و به همین دلیل، ایزیس به طرزی گستردهتر از هر ایزد مصری دیگر پرستش شد.
هنوز روشن نیست که آیا ایزیس در روایتهای بسیار کهن مربوط به اوزیریس و حورس حضور داشته است یا نه. در برخی مراکز مهم پرستش اوزیریس، مانند ابیدوس، نقش او تا دوران پادشاهی نوین چندان پررنگ نبود. اما در آن دوره، اوزیریس، ایزیس و حورس بهعنوان یک خانوادهی الهی واقعی مطرح شدند، هرچند با ساختاری که به طور آشکاری ناسازگار است. نوع عشق ایثارگرانهای که ایزیس نسبت به اوزیریس و حورس نشان میدهد، در اساطیر مصر کمسابقه است.
ایزیس به دنبال جسد اوزیریس
متون اهرام به جستجوی ایزیس برای یافتن پیکر شوهرش اوزیریس در سراسر مصر پس از کشته شدن او به دست ست اشاره دارند. برخی از اوراد وعده میدهند که ایزیس جسد شاه درگذشته را از فساد حفظ میکند یا استخوانهای پراکندهاش را گرد هم میآورد. وی به همراه خواهرش نفتیس، بر جسد بازسازیشدهی اوزیریس سوگواری طولانی کردند و به نمونهی نخستین تمام سوگواران بدل شدند.
یک سرود از دوران پادشاهی نوین روایت میکند که ایزیس با نیروی جادوی کلامی ستِ «آشوبگر» را میراند و از پیکر همسرش پاسداری میکند. همانند ایزد آفریننده، یعنی آتوم، این الهه نیز قادر است بینیاز از شریکی فعال، زندگی بیافریند. او ناتوانی و سکون اوزیریس را برمیانگیزد و نطفهی او را در بدن خویش میگیرد تا پسری را به دنیا آورد.
در یکی از نسخههای کهنتر این روایت، در اوراد تابوت، گفته میشود که حورس با جرقهای از آتش الهی به وجود آمد. ایزیس بلافاصله دریافت که پسری در شکم دارد که روزی ست را شکست خواهد داد. او حورس را در باتلاقهای کِمیس پنهان کرد و در خفا بزرگ نمود تا روزی انتقام پدرش را بگیرد.
نقش ایزدبانو در جدال حورس و ست
در روایت معروف دوران پادشاهی نوین، یعنی جدال حورس و ست، از کشمکشهای عاطفی و خانوادگی ایزیس سخن گفته میشود. هنگامی که حورس و ست به شکل اسبآبی با یکدیگر میجنگند، ایزیس با نیزهی جادویی خود ست را زخمی میکند، اما وقتی ست به ایزیس یادآوری میکند که هر دو خواهر و برادرند، دلش الهه میشود و ست را میبخشد. حورس از این کار مادرش خشمگین میشود و سرش را میبُرد. البته این برای کشتن ایزیس کافی نبود؛ خدایان سری نو به او میبخشند، گاهی با چهرهی گاو.
در مقابل، بیشتر منابع هزارهی نخست پیش از میلاد، ایزیس را دشمن سرسخت و آشتیناپذیر ست میدانند. او برای به دام انداختن و نابودی ست اشکال گوناگون به خود میگیرد. شادمانی ایزیس هنگامیکه «دادگاه ایزدی» سرانجام حورس را بهعنوان شاه برگزید، به صورت ضربالمثل درآمد.
با این حال، روایتی شگفتانگیز وجود دارد که میگوید حورس در نهایت با رابطهای جنسی مادرش را تصاحب کرد. این رفتار عجیب به نظر میرسد، اما در منطق اسطورهای مصر، هر پادشاه میبایست با «ایزدبانوی تخت» پیوند گیرد و با این کار، نسخهی تازهای از خویش پدید آورد. خواه این ایزدبانوی تخت مادرش باشد خواه الهه ای دیگر.
ایزیس زیرک
ایزیس در متون جادویی و ادبی همیشه بهعنوان ایزدبانویی زیرک و مصمم تصویر میشود. او با لقب وِرِت-هِکاو (بزرگِ جادو) شناخته میشد و گاه به شکل مار کبری ظاهر میگردید که شاهان را پرورش میداد و از آنان حفاظت میکرد. گفته میشد ایزیس «هوشمندتر از میلیونها خدا» است و بهتر از «میلیونها سرباز» از مرزهای مصر پاسداری میکند.
در روایت جدال حورس و ست، ایزیس به شکلهای گوناگون درمیآید: روزی پیرزنی میشود تا قایقران ایزدی را فریب دهد، روزی دیگر دوشیزهای جوان میشود تا ست را به اعترافات زیانبار بکشاند. در داستان معروف نام حقیقی رع نیز، او چنان نیرومند است که توانست قدرت خودِ خدای خورشید را علیه او بهکار گیرد تا خواستهاش برآورده شود.
در بسیاری از اوراد نمایشی، ایزیس در قالب زنی عادی تصویر میشود که ناچار است فرزندش را تنها در باتلاقها رها کند تا برای خوراک دست به گدایی بزند. در یکی از صحنهها، هنگامی که حورس مسموم میشود، الهه حرکت کشتی خورشید در آسمان را متوقف میکند تا زمانی که پسرش شفا یابد.
از دوران پادشاهی نوین به بعد، ایزیس اغلب در کشتی خورشید در کنار رع نشان داده میشود؛ نقشی که پیشتر از ایزدبانو هاتور به او منتقل شد. در هزارهی نخست پیش از میلاد، آیین ایزیس بیش از پیش شکوفا گردید. او بهعنوان ایزدبانوی دریا نیز ستایش شد؛ کسی که کشتیها را به سلامت به بندر میرساند.
ایزیس در نگاه یونانیان
یونانیان ایزیس را با دمتر، ایزدبانوی کشت و زرع و جستجوگر همیشگی فرزند گمشدهاش، همانند میدانستند. در قالب ستارهای با نام سوتیس، از دیرباز با آغاز سیلاب نیل پیوند خورده بود، رخدادی که کشاورزی را ممکن میساخت. بعدها چنین باور شد که او مخترع کشاورزی، صنایع و نهادهای سودمند است.
بر اساس سرودهای دورهی یونانی-رومی، این ایزیس بود که جهان را آفرید و مقرر داشت مردان زنان را دوست بدارند و فرزندان والدین خود را. دیگر ایزدبانوان صرفاً بهعنوان «اسامی» ایزیس شناخته میشدند.
پلوتارک در کتاب خود با عنوان دربارهی ایزیس و اوزیریس، بیان می کند که ایزیس توانا اجازه داد تا به شکل زنی غمگین تصویر شود، تا بشریت رنجکشیده را تسلی دهد. همین نقش، همراه با وعدهی او به مؤمنان دربارهی زندگی شاد پس از مرگ، باعث شد آیین ایزیس در نخستین قرنهای هزارهی اول میلادی، نزدیکترین رقیب مسیحیت باشد.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

