اوزیریس

اوزیریس (Osiris)

Posted by:

|

On:

|

,

اوزیریس «خدای بزرگ» که بر دنیای زیرزمینی مصری‌ها فرمانروایی می‌کرد، بزرگ‌ترین پسر خدای زمین، گب، و الهه‌ی آسمان، نوت، بود. او به همراه خواهر-همسرش، ایزیس، بر مصر حکمرانی می‌کرد تا زمانی که به دست برادر هرج‌ومرج‌ طلبش، ست، از پا درآمد. اوزیریس مرد و به «بی‌جان» بدل شد. سرانجام خدایان حکم کردند که این خدا به‌عنوان پادشاه و داور مردگان دوباره زنده شود و پسر پس از مرگش، حوروس، پادشاه زندگان گردد.

اوزیریس معمولاً به شکل یک شاه مومیایی‌شده به تصویر کشیده می‌شد که تاج آتِف بر سر داشت و چوب‌دستی شبانی و تازیانه در دست می‌گرفت. رنگ پوستش می‌توانست سیاه یا سبز باشد. این رنگ‌ها احتمالاً در آغاز نشانه‌ی فساد و پوسیدگی بودند، اما بعدها نماد پیوند این خدا با چرخه‌ی مرگ و باززایی بر پایه‌ی زندگی گیاهی شدند. در متون اهرام، پادشاهی که میمرد اغلب با اوزیریس یا همتای ستاره‌ای‌اش که صورت فلکی شکارچی بود یکی دانسته می‌شد. تا هزاره‌ی دوم پیش از میلاد، این همانندسازی رسماً به همه‌ی مردگان گسترش یافت. هر جنبه‌ای از آیین تدفین و مومیایی‌سازی به اسطوره‌ی اوزیریس پیوند خورد.

این‌که این ایزد نخستین بار کجا، چه زمانی و چگونه پرستیده شد، بسیار مورد بحث است. گفته شده که اوزیریس در اصل یا یک شاه پیش‌دودمانی مقدس‌شده بوده، یا یک روح ابتدایی گیاهان، یا یک خدای شغال‌گونه‌ی وابسته به نکرپولیس شاهانه‌ی اولیه، و یا حتی یک الهه‌ی مادر. حتی ریشه‌شناسی نام او هم نامشخص است، هرچند ممکن است خیلی ‌ساده آن را به «توانا» (شاید «مرگ») معنی کرد.

ادغام خدایان با اوزیریس

در دودمان پنجم پادشاهی مصر فرقه‌ی اوزیریس برجسته شد. به‌تدریج او ویژگی‌های دیگر خدایان مرتبط با مرگ را به خود گرفت مانند چوب دستی و تازیانه اش را از انجدتی که یونانیان به او بوسیریس می گفتند گرفت.  لقب پیشروِ غربیان  که نشان‌دهنده‌ی رهبری او بر ارواح است را نیز از خنتامنتیو گرفت.

در تمام دوره‌ها، متونی وجود دارد که اوزیریس را موجودی هولناک توصیف می‌کنند که پیام‌آورانی به مانند دیو می‌فرستد تا زندگان را به دنیای تیره‌ی مردگان بکشانند.

در بیشتر روایت‌ها، این خدا با تاجی بر سر به دنیا آمد و به‌دست خدای خورشید برای جانشینی پدرش، گب، برگزیده شد. اما چند منبع به یک جدال خونین دودمانی میان گب و اوزیریس اشاره می‌کنند. یکی از متون متأخر حتی ادعا می‌کند که این خدا پس از پیوندی میان پدرش گب و پدربزرگش شو، کشته شد و دوباره زاده شد.

در متون اهرام، اوزیریس یا به دست برادرش ست کشته و لگدمال می‌شود یا در رود نیل غرق می‌گردد. احتمالاً تصور می‌شده که برای کشتن همیشگی یک خدا، دو مرگ لازم است. خویشاوندان این خدا باید بدن او را جست‌وجو کرده و «گرد هم آورند». منابع متأخر تأکید می‌کنند که ست بدن او را عمدا تکه‌ تکه کرده، اما در متون اهرام به نظر می‌رسد ایزیس باید با جادویش روند فروپاشی طبیعی بدن را معکوس کند. با کمک خدایان آنوبیس و تحوت، بدن اوزیریس حفظ می‌شود و به نخستین مومیایی بدل می‌گردد.

قدرت جنسی اوزیریس به‌قدری نیرومند بود که حتی پس از مرگش نیز باقی ‌ماند و او توانست ایزیس را بارور کند. با این کار، او استمرار کیهان را از طریق تولد حورس تضمین نمود و سپس دوباره به حالت بی‌تحرکی و سکون فرو رفت. پس از آن، خدایانی چون ایزیس، تحوت و حورس باید در برابر یک دادگاه ایزدی از او دفاع می‌کردند. این خدا به‌عنوان دارنده‌ی مآت یعنی دارنده ی حقیقت و عدالت تبرئه شد. از آنجا که مرگ او ناعادلانه بود، آفریننده به او اجازه داد از حالت مومیایی بیرون آمده و با نام وِنِنِفِر فرمانروای سرزمین مردگان گردد. این نام در اصل به‌معنای «آن‌که بدنش فاسد نشد» بود، اما بعدها به شکل «نیکوکار» تفسیر شد. در روایات، حورس با بخشیدن نیروی چشم خویش به این خدا ، او را دوباره زنده می‌کند.

اوزیریس در زندگی مردم مصر

در یک آیین سلطنتی از دوره‌ی میانه، بدن اوزیریس با جو یکی دانسته شده و برادرش ست که او را تکه تکه کرده با الاغانی مقایسه شده که با پای‌کوبی دانه‌ها را می‌کوبند. این کهن‌ترین نمونه‌ی قطعی است که مرگ و رستاخیز اوزیریس با چرخه‌ی سالانه‌ی درو و کشت محصول پیوند خورده است. همانند خدا.ند مین که خدای نیروی مردانه بود، اوزیریس نیز به‌عنوان خدای باروری کشاورزی پرستیده می‌شد. در جشن‌های اوزیریس، مومیایی‌های غلات ساخته و دفن می‌شد تا نیرویی جادویی به مردگان ببخشند، درست همان‌گونه که دانه‌های جو در خاک می‌روییدند و به گیاه تازه‌ای بدل می‌شدند. همچنین در برخی نقش‌ها، بدن اوزیریس در حال باززایی درون یک درخت نشان داده می‌شد.

از دست‌کم دوران پادشاهی نوین، همه‌ی مایعاتی که از بدن اوزیریس سرچشمه می‌گرفتند ــ همچون اسپرم، عرق و حتی شیره‌های فساد و گندیدگی جسد ــ با آب‌های زندگی‌بخش نیل پیوند داده می‌شدند. در برخی روایت‌ها، بدن اوزیریس به چهارده تا چهل‌و‌دو پاره تقسیم شد. طی هزاره‌ی نخست پیش از میلاد گفته می‌شد که این اعضا در سراسر مصر و در مکان‌های مقدس دفن شده‌اند. برای نمونه، «آرامگاه پای چپ اوزیریس» در جزیره‌ی بیگه را سرچشمه‌ی سیلاب نیل می‌دانستند.

خدای مردگان

بدن اوزیریس در برخی از کتاب‌های دنیای زیرین متعلق به پادشاهی نوین نیز نقشی محوری داشت. در تاریک‌ترین لحظه‌ی شب، روح خدای خورشید، رع، به غاری می‌رسید که جسد اوزیریس در آن قرار داشت و با روح اوزیریس یکی می‌شد. این یگانگی سبب می‌گشت اوزیریس و همه‌ی مردگان بیدار شده و دوباره زنده شوند.

در کتاب مردگان، اوزیریس بر تخت در تالار دو حقیقت نشسته و بر داوری ارواح مردگان نظارت می‌کند. در یکی از نیایش‌های پادشاهی نوین، این خدا بزرگ‌ترین خدایان معرفی می‌شود، زیرا در نهایت همه‌ی مصریان باید به نزد او بروند.

اندیشه‌ی خدای مردگان به‌عنوان داور دادگر و نجات‌بخش مردگان در واپسین مراحل فرهنگ فراعنه جایگاهی برجسته یافت. در روایتی از دوران رومی آمده است که شاهزاده‌ای می‌بیند پس از مرگ، ثروتمند و فقیر یکسان نگریسته می‌شوند و تنها نیکان از داوری اوزیریس سربلند بیرون آمده و به بهشت او راه می‌یابند.

برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.

برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.