قصههای فولکلور ایرانی بخش مهمی از میراث فرهنگی ما هستند؛ روایتهایی که سینهبهسینه از نسلهای گذشته منتقل شدهاند و در دل خود تجربهها، حکمتها، باورها و طنز مردم کوچه و بازار را جای دادهاند. این قصهها معمولاً ساده و خودمانی روایت میشوند، اما همین سادگی، قدرت آنها را در انتقال معنا دوچندان میکند. از جمله این داستانها میتوان به «شهر هیچهیچ» یا روایتهایی مانند «داستان فالگیر» اشاره کرد؛ قصههایی که با وجود ظاهر طنزآمیزشان، نگاهی دقیق به شیوه زندگی، امیدها، ترسها و رویاهای مردم دارند.
قصههای فولکلور ایرانی چه داستانهایی مثل «شهر هیچهیچ» و چه داستانهای پندآموزی مانند «فالگیر»، نقش مهمی در شکل دادن به وجدان جمعی مردم داشتهاند. این روایتها نهتنها سرگرمی، بلکه نوعی آموزش غیرمستقیماند؛ شیوهای برای انتقال تجربهها، هشدارها و امیدها. از همین روست که هنوز هم شنیدنیاند و هر بار که بازگو میشوند، معناهای تازهای را آشکار میکنند.
اگر تمایل دارید رمزگشایی این داستان ها را پیگیری کنید به مصاحبه ای که با خانم زویا قلی پور انجام شده و در کانال یوتیوب تحوت منتشر شده مراجعه کنید.
اگر قصد دارید با اساطیر یونان آشنا بشید، اینجا کلیک کنید.
برای آشنا شدن با اساطیر نورس و اسکاندیناوی اینجا کلیک کنید.
رمان سیرسه را میتوانید اینجا بشنوید.
کتاب شاخه زرین نیز در اینجا قابل شنیدن است.
و اما در اینجا نیز اساطیر مصر به طور جامع و کامل معرفی شده اند.

