مار ها در اسطورههای جهانی نقشهای گوناگونی ایفا کردهاند. از نماد خرد و دانش تا فریب و آشوب، این موجودات در فرهنگهای مختلف جایگاهی ویژه داشتهاند. در این مقاله، نگاهی دقیقتر به معانی اسطورهای این موجود خزنده و جایگاه آن در تمدنهای مختلف خواهیم داشت.
مار و مفهوم جاودانگی
مارها در اساطیر نقش های بسیاری دارند. این جانور یکی از موجوداتی ست که تساهلا و تسامحا در همه اساطیر به نوعی در قالب نقش های گوناگون دیده می شود. یکجا نماد خرد است و در جایی دیگر نماد فریب و یا آشوب و…. این لیست ادامه دارد. در این بخش مار را بیشتر بررسی میکنیم. یکی از مفاهیمی که به مار داده می شود جاودانگی و تولد دوباره است. پادشاهی داهومی در آفریقای غربی مارها را جاودانه میدانست. در اساطیر مصر، حالت وجود پیش از آفرینش با “امدوات” نمادین شده بود؛ ماری پیچخورده که از آن رع، خدای خورشید، و تمام آفرینش پدیدار شدند، هر شب به آن بازمیگشتند و هر صبح دوباره متولد میشدند. علاوه بر این، روانکاو جوزف لوئیس هندرسون و قومشناس ماد اوکس ، هر دو استدلال کردهاند که مار نماد آغاز و تولد دوباره است، دقیقاً به این دلیل که نماد مرگ محسوب میشود.
حال چرا این مفهوم به مار اطلاق شده. یکی از دلایل این است که به نظر میرسید که مار ها وقتی پوست اندازی می کنند، انگار که تناسخ پیدا کرده اند. مارها اغلب با جاودانگی نیز مرتبط بودند زیرا مشاهده می شد که دم خود را گاز می گیرند تا دایره ای تشکیل دهند و هنگامی که به هم می پیچند مارپیچ تشکیل می دهند. نماد کلاسیک اوروبوروس یک مار را در حال خوردن دم خود به تصویر می کشد. این نماد تعابیر زیادی دارد که یکی از آنها نشان دهنده طبیعت چرخه ای زندگی و مرگ است که زندگی در عمل آفرینش از خود تغذیه می کند. این دایره برای اسطوره داهومیان اهمیت ویژهای داشت، جایی که خدای مار مانند یک کمربند دور جهان میچرخید، آن را میچرخانید و از تکه تکه شدن آن جلوگیری میکرد. همچنین، در اساطیر اسکاندیناوی، یورمونگوندر مار عظیم الجثه به عنوان حلقه ابدی در نظر گرفته شده که جهان را محصور کرده است.
مار بهعنوان نماد شفا
این موجودات خزنده ها همچنین به عنوان نماد شفا در نظر گرفته می شدند. در نظر مردم مصر مار توانایی های شفابخشی داشته. سرودها و هدایایی برای آن ساخته شد زیرا اعتقاد بر این بود که الهه مصری می تواند از طریق مار ظاهر شود. «در یک سرود برای الهه مرتسگر Mertseger,، کارگری در قبرستان تبس نقل میکند که چگونه الهه به شکل مار برای شفای بیماری کارگز نزد او آمده است (Bunn1967:617). در فرهنگ سومری نیز مارها به عنوان نماد شفابخش بسیار مهم بودند. در قانون حمورابی (حدود 1700 قبل از میلاد) خدای نینازو Ninazu به عنوان حامی شفا معرفی شده است و پسرش نینگیشزیدا Ningishzida با نماد مار و عصا به تصویر کشیده شده است.
شفا و مارها در اسطوره یونان باستان با اسکلاپیوس مرتبط بود که آشنایانش با مارها بر روی بدن بیمارانی که شبها در زیارتگاهش می خوابیدند می خزیدند و آنها را برای سلامتی لیس می زدند. همچنین در شمال اروپا و غرب آسیا، مارها با شفا همراه بودند، در حالی که در بخشهایی از آسیای جنوبی، مارها دارای ویژگیهای تقویتکننده جنسی هستند. اسطوره یونانی معتقد بود که اگر مار گوش یا چشمانشان را لیس بزند، مردم می توانند شنوایی دوم و بینایی دوم را کسب کنند.
مار، نماد مرگ و جهان زیرین
می دانیم که مار ها همه جا زندگی میکنند. از جمله در اعماق زمین. پس عجیب نیست که به عنوان نگهبانان دنیای زیرین یا پیام آوران بین جهان بالا و پایین در نظر گرفته شوند. گورگونهای اسطورههای یونانی زن مار (دورهای رایج) بودند که نگاهشان گوشت را به سنگ تبدیل میکرد، معروفترین آنها مدوزا بود. ناگاس، «مار کبری دیو» و ناگینیها مارهایی با سر انسان بودند که پادشاهان و ملکههایشان در بهشتهای زیرزمینی یا زیر آب پر از جواهرات زندگی میکردند و همیشه با گارودا پرنده خورشید در جنگ بودند. مارها با هکاته، الهه جادوی یونان و جهان پایین مرتبط بوده اند
لین ایزبل، انسان شناس، استدلال کرده است که به عنوان نخستی سانان، مار به عنوان نماد مرگ در ذهن ناخودآگاه ما به دلیل تاریخ تکاملی ما ساخته شده است. ایزبل استدلال می کند که برای میلیون ها سال مارها تنها شکارچیان مهم نخستی ها بودند، و این توضیح می دهد که چرا ترس از مارها یکی از رایج ترین فوبیا در سراسر جهان است و چرا نماد مار در اساطیر جهانی بسیار رایج است. مار تصویری ذاتی از خطر و مرگ نیز هست. در اسطوره اسکاندیناوی اگر به خاطر داشته باشید گفتیم که Nidhogg («گزنده وحشت») به دور یکی از سه ریشه Yggdrasil درخت زندگی می پیچید و سعی می کرد درخت را از بین برده یا زندگی را خفه کند.
مار و آب
مارها معمولاً با آب نیز مرتبط بودند، به همین خاطر افسانههایی در مورد تشکیل اقیانوس اولیه از یک مار مارپیچ بزرگ، مانند آهی/ویترا در اسطورههای اولیه هند و جورمانگاند در اسطوره نوردیک وجود دارد. هیولاهای دریایی در هر اقیانوسی زندگی می کردند، از لویاتان تمساح-مار هفت سر اسطوره عبری گرفته تا خدای دریایی کولوویسی از مردم زونی آمریکای شمالی و هیولای یونانی سیلا با شش گردن به شکل مار که در داستان سیرسه جریان بوجود آمدن این هیولا را دیدیم. ژولین دی هوی، مقایسهگر فرانسوی، با استفاده از روشهای فیلوژنتیکی و آماری بر روی نقوش مرتبط از فولکلور و اسطوره، توانست یک روایت باستانی احتمالی درباره مار را بازسازی کند. در این افسانه «افیدیان» پارینه سنگی، مارها به باران و طوفان و حتی به منابع آب متصل هستند. در مورد دومی، رودخانه ها و دیگر منابع آبی را در ازای قربانی های انسانی و/یا نذورات مادی مسدود می کند
مار بهعنوان نماد فریب و دانش
مار نماد فریب هم هست. شاید به این خاطر که این موجودات عمدتا در تاریکی به سر می برند. کتاب مقدس به مانند قرآن داستان سقوط انسان را میگوید که چگونه آدم و حوا توسط یک مار فریب خوردند تا از خدا نافرمانی کنند. در این داستان، مار حوا را متقاعد میکند که از میوه درخت معرفت خیر و شر بخورد، و سپس آدام را نیز متقاعد میکند که این کار را انجام دهد. در نتیجه خداوند آدم و حوا را از باغ بیرون می کند و مار را نفرین می کند.
نماد حکمت
اما این موجود فریبکار و شر ، نماد حکمت و معرفت نیز بوده. مارها در بسیاری از اساطیر با حکمت مرتبط بودند، شاید به دلیل ظاهر تفکر در اعمال خود در هنگام آماده شدن برای ضربه زدن. معمولاً حکمت مارها باستانی و مفید برای انسان تلقی میشد، اما گاهی اوقات میتوانست بر ضد انسان نیز باشد. در شرق آسیا، مار-اژدها مراقب برداشت های خوب، باران، باروری و چرخه فصول بودند، در حالی که در یونان و هند باستان، مارها را خوش شانس می دانستند و از طلسم های مار به عنوان طلسم علیه شر استفاده می کردند.
کتاب مقدس عبری در مورد حکمت این موجود خزنده مرموز بحث می کند، عیسی شاگردان خود را تشویق می کند و به آنها می گوید: “من شما را مانند گوسفند در میان گرگ ها می فرستم، پس مانند مارها دانا باشید..” (متی 10:16). در این متون مقدس، مارها به عنوان حیله گر و مضر اما با این وجود عاقل توصیف می شوند.
در اساطیر یونان نیز داستان تیرسیاس ، پیرمرد پیشگوی خردمند که اودیسه حتی روحش را فرا میخواند (که هم در اپیزود 17 سیرسه تعریف کردیم هم در اپیزود اودیسه ) تا از خردش بهره بگیرد با مار مرتبط است. گفته می شود وی زمانی که جوانی خام بوده، روزی در جنگل در حال قدم زدن بوده که شاهد صحنه جفتگیری دو مار می شود. با چوب به آن دو موجود حمله می کند و مار ماده را می کشد. پس خدایان برای مجازاتش ، او را به زن تبدیل می کنند و پس از 9 سال زمانی که جفت مار ماده کشته شده را پیدا میکند و او را می کشد دوباره به مرد بدل می شود و اینگونه خردمند می گردد چون هم به عنوان زنان زیسته و هم به عنوان مردان.
گفته می شود بودا در زیر درخت روشنگری در مراقبه نشسته بود. هنگامی که طوفانی به پا شد، پادشاه مار قدرتمند موکالیندا از جای خود در زیر زمین برخاست و بودا را با هفت حلقه در بر گرفت و به مدت هفت روز از وی نگهبانی کرد تا حالت خلسه او از بین نرود.
ارتباط با عصا
اگر خوب به اپیزود های اساطیر یونان تحوت گوش کرده باشین میدونین که هرمس پسر و پیام آور زئوس عصایی داشته به نام کادوسئوس یا چاوش که دو مار از آن به قرینه بالا می آیند. عصای خداوند طبابت آسکولاپیوس نیز همانطور که گفتیم شامل یک چوب است که یک مار از آن بالا می رود. حضرت موسی هم عصایی مار شونده داشت و به این لیست نیهای پاپیروس و ستونهای ایزدی که توسط یک مار واحد به نام واجت در هم تنیده شدهاند، که قدمت آنها به پیش از ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد بازمیگردد را نیز اضافه کنید.
جوزف کمپبل پیشنهاد کرده است که نماد مارهایی که به دور عصا پیچیده شده اند، نمایشی باستانی از فیزیولوژی کندالینی است. کارکنان نشان دهنده ستون فقرات هستند و مارها کانال های انرژی هستند. کوندالینی (Kundalini) یک مفهوم در سنتهای یوگا و هندوئیسم است که به نیروی حیاتی یا انرژی معنوی نهفته در بدن اشاره دارد. این انرژی معمولاً به شکل یک مار پیچخورده در پایهی ستون فقرات میاد بالا تا به سر برسه.
مار در فرهنگ ایران
در نهایت بیاید به مار در ریشه و فرهنگ خودمون هم نگاهی بندازیم. مارها در اندیشه فرهنگ های پیش از تاریخ ایران مقدس و قدرتمند هستند و در اشیای باستانی ایران به عنوان حامیان باروری، آب و ثروت به تصویر کشیده شده اند. به نظر میرسد از هزارههای چهارم تا هزاره اول پیش از میلاد همراه با الهههای باروری پرستیده شدهاند که حضور آنها بهعنوان حامیان توانا و سرچشمه حیات و جاودانگی در هنرهای تل باکون، چغا میش، تپه سیلک، فرهنگ جیرفت، شهر سوخته، هنر شهداد، الورستانی و غیره دیده میشود.
اما به نظر میرسد مفهوم نمادین این حیوان در فرهنگهای فلات ایران به مرور زمان تحت تأثیر نفوذ غرب مخدوش شده است. در سنت های ابراهیمی، مار نشان دهنده فریب است، زیرا حوا را با وعده دانش ممنوع در باغ عدن فریب داد. در نتیجه چنین تأثیری، ادیان آریایی مارها را شیطانی می نامند. ضحاک در شاهنامه موجودی جهنمی است که دو مار بر دوش دارد. این جایگزینی شاید به دلیل ارتباط ساکنان ایران با معتقدان به ادیان ابراهیمی و فراتر از آن تبدیل مادرسالاری به پدرسالاری به عنوان ساختار اجتماعی فرهنگ های فلات ایران باشد.
جمعبندی
مارها همواره در اساطیر جهان حضوری پررنگ داشتهاند و بسته به فرهنگهای مختلف، بهعنوان نماد خرد، جاودانگی، شفا، مرگ و فریب تفسیر شدهاند. این پیچیدگی مفهومی، مار را به یکی از جذابترین و پررمزورازترین نمادهای اساطیری در تاریخ بشر تبدیل کرده است.
برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.
برای خواندن سایر داستان ها از اساطیر یونان روی این لینک کلیک نمایید.