ایگدراسیل؛ درخت جهان در اساطیر نورس

۷ دقیقه خواندن
ایگدراسیل؛ درخت جهان در اساطیر نورس
ایگدرازیل

ایگدراسیل، درخت زبان‌گنجشک غول‌پیکری است که در مرکز جهان اساطیر نورس ایستاده و نُه جهان را با شاخه‌ها و ریشه‌هایش به هم پیوند می‌دهد. خدایان هر روز در پای آن داوری می‌کنند، نورن‌ها سرنوشت را کنار آن می‌بافند و اودین برای به دست آوردن دانش رون‌ها خود را از آن آویخت. در این مقاله اول با خود درخت و جهان‌هایی که در بر گرفته آشنا می‌شویم، بعد ریشه‌ها و چاه‌های آن و موجوداتی را که در آن زندگی می‌کنند می‌شناسیم، سپس داستان قربانی اودین و سرنوشت درخت در رگناروک را می‌خوانیم، و در پایان به معنای نام ایگدراسیل و جایگاهش در آیین مردمان شمال می‌پردازیم.

ایگدراسیل چیست؟

در اساطیر نورس جهان شکل یک درخت دارد. ایگدراسیل زبان‌گنجشکی است چنان بزرگ که شاخه‌هایش بر فراز همهٔ جهان‌ها گسترده شده و تا آسمان رفته است. اسنوری استورلسون، شاعر و تاریخ‌نگار ایسلندی قرن سیزدهم، در «ادای منثور» آن را «بزرگ‌ترین و بهترین درختان» می‌نامد. در شعر «وُلوسپا»، یعنی «پیشگویی زن غیب‌گو»، ایگدراسیل درختی بلند است که شبنم از برگ‌هایش به دره‌ها می‌چکد و همیشه سبز کنار چاه سرنوشت ایستاده است.

جهان‌های نُه‌گانهٔ نورس، از آسگارد، خانهٔ خدایان، تا میدگارد، جهان انسان‌ها، و یوتون‌هایم، سرزمین غول‌ها، همه گرد این درخت جای گرفته‌اند. به همین دلیل پژوهشگران ایگدراسیل را نمونه‌ای از «محور جهان» می‌دانند؛ ستونی که آسمان و زمین و جهان زیرین را به هم وصل می‌کند و تا وقتی که بر پا باشد، جهان هم بر پاست.

سه ریشه و سه چاه

ایگدراسیل سه ریشهٔ بزرگ دارد، اما منابع دربارهٔ اینکه هر ریشه به کجا می‌رود هم‌نظر نیستند. در شعر «گریمنیس‌مال» از ادای منظوم آمده است که هل، ایزدبانوی مردگان، زیر یکی از ریشه‌ها زندگی می‌کند، غول‌های یخ زیر دیگری و انسان‌ها زیر سومی.

اسنوری روایت مفصل‌تری دارد و زیر هر ریشه چاهی قرار می‌دهد. نخستین چاه، چاه اورد یا چاه سرنوشت است که در آسمان و نزدیک خدایان قرار دارد، و خدایان هر روز از پل رنگین‌کمان بیفراست می‌گذرند تا کنار آن داوری کنند. دومین چاه، چاه میمیر است که در سرزمین غول‌ها جای دارد و خرد و دانایی در آب آن نهفته است. سومین چاه، هورگلمیر، در نیفل‌هایم، جهان سرما و مه، است و سرچشمهٔ همهٔ رودهای جهان.

چاه میمیر داستان مشهوری دارد. اودین که تشنهٔ دانایی بود، نزد میمیر، نگهبان چاه، رفت و خواست جرعه‌ای از آب آن بنوشد. میمیر بهای این جرعه را یکی از چشم‌های اودین خواست، و اودین چشمش را در چاه گذاشت. از آن پس اودین خدایی یک‌چشم است، و در ولوسپا آمده که چشم او هنوز در چاه میمیر پنهان است.

نورن‌ها و سرنوشت

کنار چاه اورد سه زن فرزانه زندگی می‌کنند که نورن نام دارند: اورد، ورداندی و اسکولد. نام‌هایشان را معمولاً «آنچه بود»، «آنچه می‌شود» و «آنچه باید بشود» معنا می‌کنند. نورن‌ها قانون‌ها را می‌نهند و سرنوشت هر کسی را که زاده می‌شود رقم می‌زنند.

اسنوری می‌گوید نورن‌ها هر روز از آب چاه برمی‌دارند و با گِل سپیدی که کنار چاه است بر شاخه‌های ایگدراسیل می‌پاشند تا درخت نپوسد. این تصویر زیبایی است: سرنوشت و زندگی جهان از یک چشمه سیراب می‌شوند، و درخت جهان فقط به این دلیل زنده می‌ماند که هر روز از نو آبیاری می‌شود.

ساکنان درخت

ایگدراسیل خانهٔ موجودات بسیاری است. بر بلندترین شاخه‌اش عقابی بی‌نام نشسته که دانای بسیار چیزهاست، و میان دو چشم این عقاب شاهینی به نام ودرفولنیر جای دارد. در پای درخت، اژدهایی به نام نیدهاگ ریشه‌ها را می‌جود و همراه او مارهایی چون گوین و موین زندگی می‌کنند که گریمنیس‌مال آن‌ها را «پسران گرافویتنیر» می‌خواند.

سنجابی به نام راتاتوسک همیشه از تنهٔ درخت بالا و پایین می‌دود و سخنان کینه‌آمیز را میان عقاب بالای درخت و نیدهاگ پایین آن جابه‌جا می‌کند. چهار گوزن به نام‌های داین، دوالین، دونیر و دوراثرور هم از شاخه‌های تازهٔ درخت تغذیه می‌کنند.

در گریمنیس‌مال آمده است که ایگدراسیل بیش از آنچه انسان‌ها بدانند رنج می‌کشد: گوزن از بالا می‌جودش، تنه‌اش از کنار می‌پوسد و نیدهاگ از زیر آن را می‌خورد. پس درخت جهان، با همهٔ بزرگی‌اش، آسیب‌پذیر است، و این تصویری است از جهانی که نیروهای سازنده و ویرانگر همیشه با هم در آن کار می‌کنند.

قربانی اودین بر درخت

یکی از رازآمیزترین داستان‌های اساطیر نورس در شعر «هاوامال»، یعنی «سخنان والامقام»، آمده است. اودین در این شعر از زبان خودش می‌گوید که نُه شب بر درختی که باد تکانش می‌داد آویزان ماند، با نیزه زخمی شد و «خود را به خود» پیشکش کرد، بر درختی که هیچ‌کس نمی‌داند ریشه‌هایش از کجا روییده است. در این مدت کسی به او نان و نوشیدنی نداد. سرانجام به پایین نگریست، رون‌ها را با فریاد برگرفت و از درخت فرو افتاد.

شعر نام درخت را نمی‌برد، اما بیشتر پژوهشگران آن را همان ایگدراسیل می‌دانند. اودین در این داستان هم قربانی است و هم کسی که قربانی برایش پیشکش می‌شود، و بهای دانایی را با رنج و مرگی نمادین می‌پردازد. رون‌ها، یعنی الفبای کهن مردمان ژرمن، برای آن‌ها فقط نشانه‌های نوشتن نبودند و نیرویی جادویی هم داشتند.

ایگدراسیل در رگناروک

در ولوسپا، وقتی رگناروک، نبرد پایانی خدایان، نزدیک می‌شود، ایگدراسیل به لرزه درمی‌آید: «درخت کهن می‌نالد و غول رها می‌شود.» لرزیدن درخت جهان نشانهٔ آن است که نظم جهان در حال فروپاشی است.

اما ایگدراسیل در رگناروک از میان نمی‌رود. اسنوری می‌گوید دو انسان به نام‌های لیف و لیفتراسیر در «بیشهٔ هودمیمیر» پنهان می‌شوند و از آتش پایان جهان جان به در می‌برند، و از آن دو نسلی تازه پدید می‌آید. بسیاری از پژوهشگران بیشهٔ هودمیمیر را همان ایگدراسیل می‌دانند، و اگر چنین باشد، درخت جهان پناهگاه زندگی پس از پایان جهان هم هست.

معنای نام ایگدراسیل

نام ایگدراسیل از دو بخش ساخته شده است. «ایگر» یعنی «هراس‌انگیز» و یکی از لقب‌های اودین است، و «دراسیل» در شعر کهن به معنای «اسب» است. پس ایگدراسیل یعنی «اسب ایگر» یا «اسب اودین». در شعر کهن نورس، چوبهٔ دار را «اسب» و به‌دارآویخته را «سوار» می‌خواندند، پس این نام به همان داستانی اشاره دارد که اودین بر درخت آویخته شد. نام کامل‌تر درخت در منابع «اَسک ایگدراسیلس» است، یعنی «زبان‌گنجشکِ اسبِ اودین».

پژوهشگران معناهای دیگری هم پیشنهاد کرده‌اند. ایریکور مگنوسون، دانشمند ایسلندی، فکر می‌کرد ایگدراسیل نام اسب اودین است و درخت، درختی است که اودین اسبش را به آن می‌بست. برخی دیگر ریشهٔ نام را با واژه‌ای ژرمنی به معنای «سرخدار» پیوند داده‌اند و آن را «ستون سرخدار» معنا کرده‌اند.

زبان‌گنجشک یا سرخدار؟

این پرسش بی‌دلیل نیست. ولوسپا می‌گوید ایگدراسیل «همیشه سبز» است، در حالی که زبان‌گنجشک در زمستان برگ‌هایش را می‌ریزد. سرخدار، درختی همیشه‌سبز و بسیار کهن‌سال، در آیین‌های شمال اروپا جایگاه ویژه‌ای داشت. به همین دلیل برخی پژوهشگران گمان می‌کنند که درخت جهان در اصل سرخدار بوده است. اما منابع نورس آن را بارها «زبان‌گنجشک» می‌نامند، و شاید برای شاعران این ناسازگاری اهمیتی نداشت.

درخت جهان در آیین مردمان شمال

آدام برمنی، تاریخ‌نگار آلمانی قرن یازدهم، از درختی بزرگ و همیشه‌سبز کنار معبد اوپسالا در سوئد خبر می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌دانست از چه نوعی است، و کنارش چشمه‌ای بود که در آن قربانی می‌کردند. شباهت این صحنه با ایگدراسیل و چاه اورد آشکار است. ساکسون‌ها هم ستونی مقدس به نام ایرمینسول داشتند که آن را ستون نگه‌دارندهٔ جهان می‌دانستند.

در اسکاندیناوی تا روزگاری نه‌چندان دور، کنار بسیاری از خانه‌های روستایی درختی به نام «درخت نگهبان» کاشته می‌شد که آسیب زدن به آن شوم بود. و همان‌طور که خدایان در پای ایگدراسیل داوری می‌کردند، مردمان ژرمن هم انجمن‌های قانون‌گذاری خود را که «تینگ» نام داشت گاهی زیر درختان بزرگ برپا می‌کردند.

درخت جهان در اساطیر دیگر

ایگدراسیل تنها درخت جهان در اساطیر نیست. در اساطیر ایرانی هم در میانهٔ دریای فراخ‌کرت درختی به نام «ویسپوبیش» یا «هرویسپ‌تخمک» یعنی «درخت همهٔ تخمه‌ها» ایستاده است که دانهٔ همهٔ گیاهان در آن است، و بنا بر متون پهلوی، سیمرغ بر آن آشیانه دارد. عقابی که بر بالای ایگدراسیل نشسته و پرنده‌ای که بر درخت همهٔ تخمه‌ها آشیان دارد، نشان می‌دهند که تصویر درختی کیهانی با پرنده‌ای بر فرازش، میان مردمان هندواروپایی تصویری کهن و مشترک بوده است.

برای آشنایی بیشتر با جهان اساطیر شمال، مقاله‌های اودین، رگناروک، والهالا و یوتون‌ها و صفحهٔ اسطوره‌شناسی نورس را بخوانید.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

متون کهن:

  • ادای منظوم (Poetic Edda)، به‌ویژه شعرهای ولوسپا، گریمنیس‌مال و هاوامال.
  • اسنوری استورلسون، ادای منثور (Prose Edda)، بخش گولفاگینینگ.
  • آدام برمنی، تاریخ اسقف‌های هامبورگ (Gesta Hammaburgensis ecclesiae pontificum).

منابع امروزی:

  • نیل گیمن، اساطیر نورس (Norse Mythology)، ۲۰۱۷.
  • رودلف زیمک، فرهنگ اساطیر شمال (Dictionary of Northern Mythology)، ۱۹۹۳.
در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از اساطیر نورس

ثور (Thor) خدای رعد و ماجراهایش
اساطیر نورس

ثور (Thor) خدای رعد و ماجراهایش

سفر به سرزمین غول‌ها ثور و لوکی، خدایان آسگارد، سوار بر ارابه‌ای که بزهای نیرومندی آن را می‌کشیدند، عازم سفری هیجان‌انگیز شدند. در راه، شب را…

قسمت پادکست ۴ دقیقه خواندن
فرزندان ترسناک لوکی ؛ سرآغاز سقوط خدایان نورس
اساطیر نورس

فرزندان ترسناک لوکی ؛ سرآغاز سقوط خدایان نورس

لوکی ، خدای فریب و نیرنگ در اسطوره‌های نورس، همواره شخصیتی دوگانه داشته است: گاهی خنده‌دار و گاهی به‌شدت بی‌رحم. ماجراهای او الهام‌بخش بسیاری از داستان‌های…

قسمت پادکست ۳ دقیقه خواندن

پادکست تحوت را در سایر پادگیرها بشنوید