ساتورن و ساتورنالیا؛ خدای عصر طلایی و جشنی که جهان را وارونه میکرد
ساتورن، خدای کهن رومی که پس از رانده شدن از آسمان در ایتالیا پنهان شد و عصر طلایی را آورد؛ داستان او و جشن ساتورنالیا که در آن بردگان و اربابان جایشان را عوض میکردند.
اساطیر روم باستان؛ آینیاس، رومولوس و رموس، پادشاهان روم و خدایان رومی.
رومیان بسیاری از خدایان خود را از یونانیان گرفتند و نام تازه به آنها دادند؛ زئوس ژوپیتر شد و آفرودیت ونوس. اما اساطیر روم چیزی دارد که در یونان کمتر میبینیم: داستانهایی دربارهٔ خود شهر روم، بنیانگذارانش و ارزشهایی که رومیان به آن میبالیدند.
این داستان از شبی آغاز میشود که تروا در آتش سوخت و آینیاس (Aeneas) پدرش را بر دوش گرفت و به سوی ایتالیا گریخت. نسلها بعد، دوقلوهایی به نام رومولوس و رموس را مادهگرگی شیر داد و رومولوس شهری را بنیان نهاد که روزی بر جهان فرمان میراند. این داستان را در اساطیر روم، قسمت اول میخوانید.
در این سرزمین با خدایانی آشنا میشوید که فقط رومیاند، مانند ژانوس دوچهره، و با داستانهای پادشاهان نخستین روم. فهرست شخصیتها را در دانشنامهٔ اساطیر هم مییابید.
ساتورن، خدای کهن رومی که پس از رانده شدن از آسمان در ایتالیا پنهان شد و عصر طلایی را آورد؛ داستان او و جشن ساتورنالیا که در آن بردگان و اربابان جایشان را عوض میکردند.
ژانوس، خدای دوچهرهٔ رومی که بر درها و آغازها فرمان میراند؛ داستان چشمههای جوشانی که رم را از سابینها نجات داد، درهای معبد جنگ و صلح و ماه ژانویه.
از شبی که تروا در آتش سوخت و آینیاس پدرش را بر دوش گرفت تا مادهگرگ و دوقلوها، ربودن زنان سابین و مرگ لوکرتیا؛ داستانهایی که رومیها تاریخ تولد شهر خود میدانستند.