ژانوس؛ خدای دوچهرهٔ درها، آغازها و پایان‌ها

۵ دقیقه خواندن
ژانوس؛ خدای دوچهرهٔ درها، آغازها و پایان‌ها
نیم‌تنهٔ دوچهرهٔ ژانوس، موزه‌های واتیکان. عکس: Loudon dodd، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 3.0

بیشتر خدایان روم چهرهٔ دیگری از خدایان یونان‌اند؛ ژوپیتر همان زئوس است و ونوس همان آفرودیت. اما یک خدا هست که هیچ همتای یونانی ندارد. اووید (Ovid)، شاعر رومی، در کتاب «فاستی» (Fasti) رو به او می‌گوید: «یونان هیچ خدایی همانند تو ندارد.» این خدا ژانوس (Ianus) است، خدای دوچهره‌ای که یک چهره‌اش به پیش می‌نگرد و دیگری به پس. در این مقاله اول داستانی را می‌خوانیم که رومی‌ها دربارهٔ او تعریف می‌کردند و بعد می‌بینیم ژانوس چه خدایی بود و چرا هنوز هر سال نامش را بر زبان می‌آوریم.

نیم‌تنهٔ دوچهرهٔ ژانوس، موزه‌های واتیکان
نیم‌تنهٔ دوچهرهٔ ژانوس، موزه‌های واتیکان. عکس: Loudon dodd، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 3.0

شبی که دروازه باز ماند

روم هنوز شهری جوان بود. رومولوس و یارانش زنان سابینی را ربوده بودند و سابین‌ها به سرکردگی پادشاهشان تیتوس تاتیوس (Titus Tatius) برای انتقام به شهر لشکر کشیده بودند. با خیانت دختری به نام تارپیا (Tarpeia)، سابین‌ها دژ کاپیتول را گرفته بودند و حالا از آنجا به سوی دل شهر سرازیر می‌شدند.

میان آن‌ها و رومیان فقط یک دروازه مانده بود. اووید می‌گوید یونو (Iuno)، ملکهٔ خدایان، که دل خوشی از رومیان نداشت، بی‌صدا چفت این دروازه را باز کرد. راه برای سابین‌ها گشوده شد.

ژانوس نگهبان درها بود و این خیانت را دید. اما در جهان خدایان قاعده‌ای هست: هیچ خدایی نمی‌تواند کاری را که خدای دیگری کرده باطل کند. ژانوس نمی‌توانست دروازه‌ای را که یونو گشوده بود ببندد. پس کاری کرد که از دست خودش برمی‌آمد. دهانهٔ چشمه‌هایی را که زیر فرمانش بودند گشود و از دل زمین آبی جوشان و گوگردی بیرون ریخت. سیلاب داغ جلوی دروازه را گرفت و سابین‌ها ناچار عقب نشستند.

رومیان به پاس این یاری، در همان جا پرستشگاهی برای ژانوس برپا کردند. اووید از زبان خود ژانوس می‌گوید که از آن پس درهای این پرستشگاه در روزگار جنگ باز می‌ماند، تا راه بازگشت سپاهیان گشوده باشد، و در روزگار صلح بسته می‌شد، تا صلح از شهر بیرون نرود.

ژانوس کیست؟

نام ژانوس با واژهٔ لاتین «یانوا» (ianua) به معنای در خویشاوند است. او خدای درها و دروازه‌ها بود، و از همین راه خدای هر گذری شد: گذر از بیرون به درون، از گذشته به آینده، از جنگ به صلح. به همین سبب او را با دو چهره می‌ساختند که پشت به پشت هم دارند. هیچ دری فقط یک سو ندارد.

ژانوس خدای آغازها هم بود. رومیان در دعاها و قربانی‌هایشان نخست نام او را می‌بردند، حتی پیش از ژوپیتر (Iuppiter)، فرمانروای خدایان. منطقشان ساده بود: هر دعایی باید از دری بگذرد تا به خدایان برسد، و ژانوس نگهبان آن در است. نخستین ماه سال هم به نام او شد، یانواریوس (Ianuarius)، که امروز در بیشتر زبان‌های دنیا ژانویه خوانده می‌شود.

در یکی از روایت‌ها ژانوس پادشاه کهن سرزمین لاتیوم (Latium) بود. ماکروبیوس (Macrobius)، نویسندهٔ رومی، می‌گوید هنگامی که خدایی به نام ساتورن (Saturnus) از آسمان رانده شد و به ایتالیا گریخت، ژانوس او را پذیرفت و با او پادشاهی را تقسیم کرد. رومیان آن روزگار را عصر طلایی ایتالیا می‌دانستند.

درهای جنگ و صلح

پرستشگاه اصلی ژانوس در میدان شهر روم ساختمانی کوچک بود با دو در در دو سو، که «ژانوس دوقلو» (Ianus Geminus) خوانده می‌شد. بستن این درها رویداد بزرگی بود، چون معنایش این بود که روم در هیچ جای جهان در جنگ نیست. و روم کمتر روزی بی‌جنگ بود.

تیتوس لیویوس (Titus Livius)، تاریخ‌نگار رومی، می‌نویسد که نوما (Numa)، دومین پادشاه روم، این پرستشگاه را ساخت و در روزگار او درها بسته ماند. پس از او تا صدها سال فقط یک بار، پس از نخستین جنگ پونیک (Punic War) با کارتاژ، درها بسته شد. آگوستوس (Augustus)، نخستین امپراتور روم، در گزارش کارهایش با غرور می‌نویسد که در دوران او سه بار درهای ژانوس بسته شد. برای مردی که با جنگ داخلی به قدرت رسیده بود، صلح مهم‌ترین تبلیغ بود.

معنای دو چهره

ژانوس برای رومیان خدای لحظه‌های میانه بود: آستانهٔ در، صبح هر روز، آغاز هر ماه و هر سال. این نگاه با روحیهٔ رومی جور است. رومیان مردمی بودند که به مرزها و آیین‌ها اهمیت فراوان می‌دادند، و ژانوس پاسدار همین مرزها بود.

جالب اینکه دو چهرهٔ ژانوس در زبان‌های اروپایی امروز معنای دیگری گرفته است. در انگلیسی «ژانوس‌چهره» (Janus-faced) یعنی دورو و فریبکار. اما برای رومیان دو چهره نشانهٔ فریب نبود، نشانهٔ بینایی بود: خدایی که هم گذشته را می‌بیند و هم آینده را. شاید برای همین است که نامش هنوز در آغاز هر سال تازه، روی تقویم ما نشسته است.

برای آشنایی با داستان بنیان‌گذاری روم، از آینیاس تا رومولوس و زنان سابین، مقالهٔ اساطیر روم، قسمت اول را بخوانید. همهٔ چهره‌های اساطیر روم را هم در دانشنامهٔ اساطیر می‌یابید.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

  • اووید، فاستی (Fasti)، کتاب یکم؛ ترجمهٔ انگلیسی آنلاین از ای. اس. کلاین.
  • اووید، دگردیسی‌ها (Metamorphoses)، کتاب چهاردهم.
  • تیتوس لیویوس، تاریخ روم از بنیان شهر (Ab Urbe Condita)، کتاب یکم، بخش ۱۹.
  • آگوستوس، کارنامهٔ آگوستوس (Res Gestae Divi Augusti)، بند ۱۳.
  • ماکروبیوس، ساتورنالیا (Saturnalia)، کتاب یکم، بخش‌های ۷ و ۹.
  • مری بیرد، جان نورث و سایمون پرایس، ادیان روم (Religions of Rome)، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸.
در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از اساطیر روم

اساطیر روم، قسمت اول: از سقوط تروا تا آغاز جمهوری
اساطیر روم

اساطیر روم، قسمت اول: از سقوط تروا تا آغاز جمهوری

از شبی که تروا در آتش سوخت و آینیاس پدرش را بر دوش گرفت تا ماده‌گرگ و دوقلوها، ربودن زنان سابین و مرگ لوکرتیا؛ داستان‌هایی که رومی‌ها تاریخ تولد شهر خود می‌دانستند.

قسمت پادکست ۲۵ دقیقه خواندن

پادکست تحوت را در سایر پادگیرها بشنوید