سیا و هو (Sia and Hu)

شنیداری ۴ دقیقه خواندن
سیا و هو (Sia and Hu)

سیا و هو اصول تفکر و گفتار خلاق بودند که به صورت خدایان تجسم یافته بودند.
سیا  همچنین به معنای ادراک یا برنامه‌ریزی بصیرانه و هو به معنای اقتدار یا بیان مقتدرانه ترجمه شده است.
سیا و هو همراه با خدایی سوم به نام هکا (جادو) نیروهایی بودند که آفریننده برای آفرینش جهان و نظم الهی از آن‌ها بهره گرفت.

بر اساس اسطوره‌ها، این دو خدا از خون آلت رع که چکیده بود پدید آمدند و همواره به‌عنوان یاران نزدیک خدای خورشیدِ آفریننده شناخته می‌شدند. در متون اهرام، سیا که «در دست راست رع» است، مسئول حکمت و حمل کتاب خداست. همچنین گفته می‌شود که او «در چشم رع» جای دارد تا خدای خورشید بتواند همه چیز را در جهان ببیند و درک کند.

سیا و هو در داستان آفرینش

در متون تابوت، هو «آن که در تاریکی سخن می‌گوید» خوانده می‌شود؛ احتمالاً اشاره به تاریکی اولیه پیش از آفرینش نور دارد.

در یک متن از دوران پادشاهی میانه پرسیده می‌شود: چگونه ممکن است آفریننده‌ای که همیشه سیا، هو و ماعت (نظم الهی) را با خود دارد، اجازه داده باشد که مصر به هرج‌ومرج فرو رود؟

در کتاب‌های جهان زیرینِ پادشاهی نوین، این دو خدا اغلب در قایق خورشیدی رع به تصویر کشیده می‌شوند.
سیا در اینجا نقش سخنگوی رع را دارد و دستور گشودن هر یک از دوازده دروازهٔ دنیای زیرین را صادر می‌کند.

هو، سیا و آفرینش با کلام

اندیشه‌ی آفرینش به‌وسیله‌ی کلام یکی از عمیق‌ترین ایده‌های الهیات مصر باستان است و سیا و هو در قلب آن قرار دارند. در این نگاه، آفرینش دو مرحله داشت. نخست آفریننده چیزی را در دل خود تصور می‌کرد، که کار سیا بود، و سپس آن را بر زبان می‌آورد، که کار هو بود. با گفته شدن نام هر چیز، آن چیز به هستی می‌آمد.

روشن‌ترین صورت این اندیشه در متنی معروف به «الهیات ممفیسی» دیده می‌شود. در این متن، پتاح، خدای بزرگ ممفیس، جهان و خدایان دیگر را با دل و زبان خود می‌آفریند. مصریان دل را جایگاه اندیشه می‌دانستند و زبان را ابزار فرمان، و بسیاری از پژوهشگران دل و زبان پتاح را همان نقشی می‌دانند که سیا و هو در کنار رع بر عهده داشتند.

شباهت این اندیشه با روایت‌های دیگر جالب است. در آغاز سفر پیدایش، خدا می‌گوید «روشنایی بشود» و روشنایی پدید می‌آید، و در آغاز انجیل یوحنا نیز «کلمه» سرچشمه‌ی آفرینش است. نمی‌توان با قطعیت گفت که این روایت‌ها از یکدیگر اثر گرفته‌اند، اما نشان می‌دهند که باور به قدرت آفریننده‌ی سخن در فرهنگ‌های کهن این منطقه ریشه‌ای دیرینه داشته است.

سیا و هو و پادشاهی مصر

سیا و هو فقط به جهان خدایان تعلق نداشتند. مصریان فرعون را نماینده‌ی آفریننده بر زمین می‌دانستند و از او انتظار داشتند همان بصیرت و همان سخن نافذ را داشته باشد. به همین دلیل در کتیبه‌های سلطنتی گاهی گفته می‌شود که هو در دهان پادشاه و سیا در دل اوست. چنین ستایشی از جمله در کتیبه‌ای از دوران رامسس دوم آمده است و معنایش این بود که فرمان پادشاه، مانند فرمان آفریننده، خردمندانه است و بی‌درنگ به انجام می‌رسد.

در متون اهرام نیز از هو در کنار پادشاه درگذشته یاد می‌شود، گویی پادشاه برای پیوستن به خدایان باید این نیروی سخن آفریننده را در اختیار داشته باشد. بدین ترتیب سیا و هو هم ابزار آفرینش جهان بودند و هم ابزار فرمانروایی بر آن.

برای دسترسی به اپیزود های پادکست تحوت به این لینک مراجعه فرمایید.

برای دسترسی به سایر مقالات اساطیر مصر به این لینک مراجعه نمایید.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

متون کهن:

  • متون اهرام (Pyramid Texts).
  • متون تابوت (Coffin Texts).

منابع امروزی:

  • ورونیکا ایونس، اساطیر مصر (Egyptian Mythology)، لندن، ۱۹۶۸.
  • جرالدین پینچ، اسطوره‌شناسی مصر (Egyptian Mythology: A Guide to the Gods, Goddesses, and Traditions of Ancient Egypt)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۲.
در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از اساطیر مصر

ستون جد (Djed)
اساطیر مصر

ستون جد (Djed)

ستون جد یکی از رایج‌ترین نمادهای مصر باستان بود. این نماد در خط هیروگلیف برای نوشتن واژه‌ای به کار می‌رفت که معنای «ثبات» یا «تغییرناپذیری» می‌داد.…

قسمت پادکست ۲ دقیقه خواندن
چشم حورس (The Eye of Horus)
اساطیر مصر

چشم حورس (The Eye of Horus)

چشم حورس آمیزه‌ای از چشم و ابروی انسانی با برخی نشانه‌های چهره‌ی شاهین است. چنین چشمانی برای صورت‌های حیوانیِ ایزدان گوناگون که با آسمان پیوند داشتند…

قسمت پادکست ۵ دقیقه خواندن
چشم رع
اساطیر مصر

چشم رع

واژهٔ مصری باستان برای irt که همان چشم است شبیه واژه‌ای برای فعل «انجام دادن» یا «عمل کردن» بود. شاید به همین دلیل است که چشمان…

قسمت پادکست ۴ دقیقه خواندن

پادکست تحوت را در سایر پادگیرها بشنوید