جادوگر در سینما: از جادوگر شهر اُز تا هری پاتر
در قسمتی از سریال «ساحره» (Bewitched) که در ۱۹۶۴ پخش شد، شوهر سامانتا، دارین، مدیر تبلیغات است. مشتریای اصرار دارد برای تبلیغ آبنبات هالووین از تصویر جادوگری زشت با بینی دراز، زگیل و کلاه سیاه استفاده کند. سامانتا، که خود جادوگر است، از دارین میپرسد آیا این کار تبعیض علیه یک اقلیت نیست. دارین پاسخ میدهد که مردم اصلاً به جادوگر باور ندارند. سامانتا میگوید این چیزی از تبعیضآمیز بودن تصویر کم نمیکند. سرانجام سامانتا و خالههایش در خواب مشتری ظاهر میشوند و چهرهٔ خود او را به همان شکل کریه درمیآورند. مشتری قانع میشود و تبلیغ تازه، با جادوگری جوان و زیبا، فروش را بالا میبرد.
این مقاله خلاصهٔ نوشتاری قسمت پایانی مجموعهٔ تاریخ جادوگری پادکست تحوت، «جادو در سینما»، است. نخست میبینیم جادوگر سینمایی از کجا آمده است. سپس زنجیرهٔ تأثیرها را از «جادوگر شهر اُز» تا «ساحره»، «افسونشده»، «بافی» و «هری پاتر» دنبال میکنیم. بعد به کلیشهٔ کلاه نوکتیز و جارو و تنش میان جادوگر مستقل و زن خانهدار میپردازیم و در پایان نگاهی به چهرهٔ جادوگر در اسطورههای جهان میاندازیم.
جادوگر سینمایی از کجا آمده است؟
تصویر جادوگر در سینما با تاریخ واقعی جادوگری فرق دارد. باید فیلمها را خود منبعی تاریخی دانست، نه بازتاب گذشته. نیاکان جادوگر سینمایی بیشتر در قصههای پریان و ادبیاتاند تا در دادگاههای جادوگری. جادوگر افسانهای آدمها را به حیوان بدل میکرد، در حالی که به جادوگر تاریخی تنها این اتهام زده میشد که خود به شکل حیوان درمیآید. جادوگر «هانسل و گرتل» کودکان را میپزد، اما جادوگران تاریخی آلمان تنها به طلسم کردن کودکان متهم میشدند. جادوگران «مکبث» هم در اصل «خواهران تقدیر» بودند.
برخی پژوهشگران آمریکایی تصویر سینمایی جادوگر را به آیین ویکا (Wicca) پیوند میدهند. نویسندهٔ فصل، ویلم دو بلکور (Willem de Blécourt)، ترجیح میدهد بهجای یک تفسیر دینی، الگوهای تکرارشونده را بررسی کند و ببیند فیلمها و سریالها چگونه بر هم اثر گذاشتهاند. پیروان ویکا هم دربارهٔ این تصاویر دو نظر دارند. برخی آنها را نادرست و خطرناک میدانند و برخی میگویند دیدن زنان جادوگر قدرتمند بر پرده آنان را به این ادیان کشانده است.
از اُز تا «ساحره»
«جادوگر شهر اُز» (The Wizard of Oz، ۱۹۳۹) سالها از تلویزیون آمریکا پخش میشد و تصویر عامهپسند جادوگر را شکل داد. همسایهٔ بدجنس دوروتی که با دوچرخه میآید، در سرزمین اُز جادوگر شرور غرب میشود و دوچرخهاش جارو. گلیندا (Glinda)، جادوگر خوب شمال، به دوروتیِ شگفتزده میگوید تنها جادوگران بد زشتاند. این پیوند زیبایی با خوبی و زشتی با شرارت از کلیشههای ماندگار فیلم است. پوست سبز جادوگر شرور الگوی لباسهای هالووین شد، هرچند زگیل و دندانهایش را از جادوگر «سفیدبرفی» دیزنی گرفته بودند. ال. فرانک باوم (L. Frank Baum)، نویسندهٔ کتاب، از مادرزنش ماتیلدا جوسلین گیج (Matilda Joslyn Gage) اثر پذیرفته بود. گیج فعال حقوق زنان بود و جادوگران را درمانگرانی پیشامسیحی میدانست که کلیسا آزارشان داد، ادعایی که امروز بیاعتبار است.
سول ساکس (Sol Saks)، سازندهٔ «ساحره»، گمان میکرد زنی که با جادو همهٔ مشکلاتش را حل میکند برای سریال مناسب نیست، چون داستان به کشمکش نیاز دارد. راهحلش شوهری بود که با جادوی همسرش مخالف است. پیش از آن، «زنگ، کتاب و شمع» (Bell, Book and Candle) با جادوگری مستقل و تحصیلکرده و «با یک جادوگر ازدواج کردم» (I Married a Witch) با ورونیکا لیک (Veronica Lake) در کلاه نوکتیز راه را هموار کرده بودند. «ساحره» خود الگوی آثار بعدی شد: «سابرینا، جادوگر نوجوان» (Sabrina the Teenage Witch)، «شهر هالووین» (Halloweentown) و «افسونشده» (Charmed) با سه خواهر جادوگر. در بریتانیا اما جادوگر خوب کمتر جا افتاد. «جادوگران» (The Witches، ۱۹۶۶) و اقتباس ۱۹۹۰ از کتاب رولد دال (Roald Dahl) جادوگران را شرور نشان دادند. در آمریکا هم «بچهٔ روزماری» (Rosemary’s Baby، ۱۹۶۸) گروههای جادوگری را شیطانپرست تصویر کرد.
کلاه نوکتیز و جارو
تصویر جادوگر سوار بر جارو همیشه بخشی از باورهای جادوگری نبود. در دادگاههای اوایل عصر مدرن، جارو تنها یکی از وسایل رفتن به «سبت» (sabbath) بود، در کنار چنگک تنور و بز. تقریباً هیچکس ادعا نمیکرد پرواز جادوگری را به چشم دیده باشد. پرواز بیشتر از راه رسالههای اهریمنشناسی به دادگاهها راه یافته بود و حتی کارشناسان بر سرش اختلاف داشتند. همین اثباتناپذیری تصویرش را تثبیت کرد، چون هنرمندان میتوانستند جادوگر پرنده را بکشند و مطمئن باشند مخاطب آن را میشناسد.
به گفتهٔ ایان بوستریج (Ian Bostridge)، ترکیب کلاه نوکتیز و جارو از کلیشهٔ زن روستایی عامی در اواخر قرن هفدهم برآمد و در بالماسکهها زنده ماند. در ربع پایانی قرن نوزدهم به جشنهای هالووین راه یافت و از آنجا به آمریکا رفت. تصویرگران قصههای پریان و سپس سینما، برای اینکه مخاطب جادوگر را بیدرنگ بشناسد، همان تصویر آزموده را به کار گرفتند. در دههٔ ۱۹۷۰ فمینیستها هم این نماد را از آنِ خود کردند. در قسمتی از «افسونشده»، جادوگر و قابلهای از قرن هفدهم توضیح میدهد که جارو برای راندن شر به کار میرفت و کلیشهها را به چالش میکشد.
جادوگر مستقل یا زن خانهدار؟
یکی از مضمونهای مشترک این آثار تضاد دو تصویر از جادوگر زن است: زنی قدرتمند و رها، یا زنی که قدرتش را برای خانهداری کنار میگذارد. دمپاییهای جادویی دوروتی او را به خانهٔ کسالتبارش در کانزاس بازمیگردانند. سامانتا در «ساحره» با قدرتی تقریباً نامحدود آشپزی و نظافت میکند. اما بهتدریج روشن میشود که قدرت واقعی رابطه در دست اوست. سریال در فضای آمریکای دههٔ ۱۹۶۰ بیش از آنکه خانهداری را بستاید، نظم مردسالار را به سخره میگیرد. در قسمتی از «افسونشده» در ۲۰۰۲، فیبی به نسخهٔ سیاهوسفید سامانتا بدل میشود و قدرتش را از دست میدهد.
«جادوگران ایستویک» (The Witches of Eastwick، ۱۹۸۷) تصویر دیگری دارد. سه زن تنها، یک بیوه، یک مطلقه و یک رهاشده، موجودی مرموز را فرا میخوانند که در واقع شیطان است. سرانجام همین زنان با قدرت آگاهانهٔ خود بر او چیره میشوند. با این همه، در این فیلم هم مانند اُز تنها جادوگران خوب زنانی پذیرفتهشدهاند.
در «بافی قاتل خونآشامها» (Buffy the Vampire Slayer، ۱۹۹۷–۲۰۰۳)، ساختهٔ جاس ویدون (Joss Whedon)، ویلو (Willow) آرامآرام جادوگری قدرتمند میشود. داستان او به «اعتیاد» به جادو و تلاش برای ترکش میرسد و پس از کشته شدن معشوقش تارا به جادوی سیاه بازمیگردد. ویلو نسخهای فانی از سامانتاست، با دلایلی بیشتر برای مهار قدرتش. «بافی» پیامی روشن دربارهٔ توانمندی زنان دارد، اما تصویرش از جادوگر یکسره مثبت نیست. «پیمان» (The Craft، ۱۹۹۶) هم با چهار دختر دبیرستانی نشان میدهد که کنترل نیروی جادویی چقدر دشوار است.
هاگوارتز و پیشینیانش
مجموعهٔ هشتگانهٔ «هری پاتر» (۲۰۰۱–۲۰۱۱) مشهورترین تصویر سینمایی جادوگری است. اما جی. کی. رولینگ (J. K. Rowling) آن را از صفر نساخت. مدرسههای جادوگری پیشتر در کتابهایی چون «جادوگر بد» (The Worst Witch) و فیلم تلویزیونی «مدرسهٔ شیطان برای دختران» (۱۹۷۳) آمده بودند. در آن فیلم، دایانا ریگ (Diana Rigg) نقش معلم معجونسازی را بازی میکند که نمونهٔ اولیهٔ سوروس اسنیپ است و درس پرواز با جاروی سرکش یادآور نویل لانگباتوم است. شباهتها با «ساحره» هم کم نیست: تصاویر متحرک، سفر از دودکش، شوخیهای برادران ویزلی، و حتی جملهٔ «تنها چیزی قویتر از جادو عشق است» که در «با یک جادوگر ازدواج کردم» هم آمده است. رولینگ از ترکیب این خردهروایتها جهانی تازه ساخت.
یکی از تغییرات مهم رولینگ، مختلط کردن مدرسهٔ جادوگری بود. همین مسئلهٔ جنسیت را کمرنگ کرد. با تمرکز بر جادوگران مرد، جادوگری دیگر نیرویی برای توانمندی ویژهٔ زنان نبود. با این همه، گروههای بنیادگرای مسیحی، که از دههٔ ۱۹۷۰ به هر موضوع فراطبیعی حساس شده بودند، بهشدت با کتابها و فیلمهای هری پاتر مخالفت کردند.
مؤخره: جادوگر در آینهٔ اسطورهها
پیش از بستن تاریخ جادوگری، بد نیست نگاهی به چهرهٔ جادوگر در اسطورههای جهان بیندازیم. در یونان، سیرسه (Circe) با گیاه و افسون همراهان اودیسه را به خوک بدل میکند. داستان او را در معرفی رمان «سیرسه» در کتابخانهٔ تحوت هم میتوانید بخوانید. مدئا (Medea) هم با داروهای جادویی به جیسون (Jason) یاری میرساند. در شاهنامه، رستم و اسفندیار هر دو با «زن جادو» روبهرو میشوند که با چهرهای زیبا میآید و با بردن نام خدا رسوا میشود. در مصر، ایزیس (Isis) با نیرنگ «نام پنهان» رع (Ra) را از زبانش بیرون میکشد و با همین قدرت اوزیریس (Osiris) را زنده میکند. در اسکاندیناوی، اودین (Odin) جادوی «سیدر» (seiðr) را میآموزد، جادویی که برای مرد تا حدی شرمآور بود. در سرزمینهای اسلاو، بابایاگا (Baba Yaga) در کلبهای بر پاهای مرغ زندگی میکند و گاه قهرمان را میخورد و گاه یاریاش میدهد. در ژاپن، آبه نو سیمهای (Abe no Seimei) با طلسم کاغذی ارواح را احضار میکرد و چنین کسانی حتی در دربار منصب رسمی داشتند.
جادوگر هرگز چهرهای ثابت نداشته است. زمانی زن خطرناک و بیگانه بود، زمانی ابزار فریب، نیرویی الهی، قدرتی وحشی یا کارمند دربار. هر دوره تصویر خودش را از جادوگر ساخته است. سینما و تلویزیون کهنترین نشانهها، از جارو و کلاه تا دیگ و طلسم، را برداشتند و معنایی تازه به آنها دادند. تاریخ جادوگری با ناپدید شدن جادوگر پایان نمییابد. جادوگر همچنان تغییر شکل میدهد و با هر نسل دوباره زاده میشود.
این مقاله بخشی از مجموعهٔ تاریخ جادو و جادوگری در تحوت است و بر پایهٔ اپیزود «قسمت پایانی – جادو در سینما» نوشته شده است.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- اوون دیویس (ویراستار)، تاریخ مصور جادو و جادوگری آکسفورد (Owen Davies, ed., The Oxford Illustrated History of Witchcraft and Magic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۷.
- ویلم دو بلکور (Willem de Blécourt)، «جادوگران بر پرده»، فصل نهم همان کتاب.
→ قسمت قبل: جادوی مدرن: از آگریپا و کالیوسترو تا پگاه زرین و ویکا | فهرست مجموعهٔ تاریخ جادوگری
