مارس؛ خدای جنگ و پدر رومیان

۴ دقیقه خواندن
مارس؛ خدای جنگ و پدر رومیان

یونانیان خدای جنگ خود، آرس (Ares)، را چندان دوست نداشتند. او در اسطوره‌هایشان خدایی خشن و نابخرد است که حتی پدرش زئوس از او بیزار است. اما رومیان، که همین خدا را مارس (Mars) می‌نامیدند، او را پس از ژوپیتر بزرگ‌ترین خدای خود می‌دانستند. دلیلش ساده بود: مارس پدر رومیان بود. پیش از آنکه به این جایگاه بزرگ برسیم، داستانی را بخوانیم که نشان می‌دهد حتی خدای جنگ هم گاهی شکست می‌خورد.

مارس، خدای جنگ؛ اثر دیگو ولاسکز (Diego Velázquez)، موزهٔ پرادو
مارس، خدای جنگ؛ اثر دیگو ولاسکز (Diego Velázquez)، موزهٔ پرادو. ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

عروسی که چهره‌اش پنهان بود

اووید (Ovid) در «فاستی» (Fasti) تعریف می‌کند که مارس دل به مینروا (Minerva) باخته بود، ایزدبانوی خرد که همتای آتنای یونانی است. اما مینروا ایزدبانویی دوشیزه بود و به هیچ خواستگاری اعتنا نمی‌کرد. مارس دست به دامن آنا پرنا (Anna Perenna) شد، ایزدبانوی پیر سال نو، و از او خواست میانجی شود.

آنا قول داد. مدتی گذشت و مارس را با بهانه‌های گوناگون منتظر گذاشت. سرانجام به او خبر داد که مینروا پذیرفته است. شب عروسی رسید. عروس را با روبندی بر چهره به حجلهٔ مارس آوردند. مارس شادمان روبند را کنار زد و با چهرهٔ چروکیده و خندان آنا پرنا روبه‌رو شد. پیرزن خودش را جای عروس جا زده بود.

مارس از خشم و شرم برافروخت، و آنا پرنا به عاشق ناکام مینروا خندید. رومیان در جشن آنا پرنا، که در نیمهٔ ماه مارس برگزار می‌شد، ترانه‌های شوخ و بی‌پرده‌ای می‌خواندند و می‌گفتند این ترانه‌ها یادگار همان شب است.

پدر دوقلوها

داستان مهم‌تر مارس اما داستان پدری اوست. رئا سیلویا (Rhea Silvia)، دختر پادشاه شهر آلبالونگا (Alba Longa)، را عمویش که تاج و تخت را غصب کرده بود، وادار کرد دوشیزهٔ وستال شود تا هرگز فرزندی نیاورد. اما مارس به سراغ او آمد و رئا سیلویا دوقلویی به دنیا آورد: رومولوس (Romulus) و رموس (Remus).

دوقلوها را در رود تیبر رها کردند. ماده‌گرگی آن‌ها را شیر داد و دارکوبی برایشان غذا آورد؛ گرگ و دارکوب هر دو جانوران مقدس مارس بودند. رومولوس بعدها شهر روم را بنیان نهاد، و رومیان خود را «فرزندان مارس» می‌دانستند. این داستان را به تفصیل در اساطیر روم، قسمت اول آورده‌ایم.

سپری که از آسمان افتاد

در روزگار نوما (Numa)، دومین پادشاه روم، سپری کوچک و شگفت از آسمان افتاد. پیشگویان گفتند تا این سپر در روم باشد، شهر پایدار می‌ماند. نوما برای آنکه کسی نتواند آن را بدزدد، از صنعتگری به نام مامور (Mamurius) خواست یازده سپر دیگر درست همانند آن بسازد. حالا هیچ دزدی نمی‌دانست کدام‌یک سپر آسمانی است. این دوازده سپر «آنکیله» (ancilia) نام گرفتند.

نگهبانی سپرها با دوازده کاهن مارس بود که «سالیی» (Salii)، یعنی رقصندگان، خوانده می‌شدند. آن‌ها هر سال در ماه مارس با جامه‌های جنگجویان کهن، سپرها را برمی‌داشتند و رقص‌کنان و سرودخوانان در شهر می‌گشتند. سرودهای آن‌ها چنان کهن بود که در روزگار امپراتوری حتی خود کاهنان هم معنای همه‌اش را نمی‌فهمیدند.

خدای جنگ، نگهبان کشتزار

مارس رومی فقط خدای جنگ نبود. کاتو (Cato)، سیاستمدار و نویسندهٔ رومی، در کتابش دربارهٔ کشاورزی دعایی آورده که کشاورزان هنگام پاک‌سازی آیینی زمین می‌خواندند. در این دعا از «پدر مارس» می‌خواهند که بیماری و توفان و ویرانی را از کشتزار، دام‌ها و خانواده دور کند. بسیاری از پژوهشگران مارس را در اصل نگهبان مرزهای سرزمین می‌دانند، چه در برابر دشمن و چه در برابر آفت.

جایگاه او در تقویم رومی هم این را نشان می‌دهد. ماه مارس، که نامش را از او گرفته، در تقویم کهن نخستین ماه سال بود؛ ماهی که هم فصل کشت آغاز می‌شد و هم فصل لشکرکشی. میدان بزرگی بیرون شهر که سربازان در آن تمرین می‌کردند، «میدان مارس» (Campus Martius) نام داشت.

مارس و آرس

پس چرا یونانیان آرس را خوار می‌شمردند و رومیان مارس را می‌ستودند؟ یونانیان دو چهره برای جنگ داشتند: آرس، خدای خشونت کور میدان نبرد، و آتنا، ایزدبانوی جنگ هوشمندانه و نقشه‌مند. رومیان هر دو را در مارس یکی کردند. برای ملتی که با جنگ ساخته شده بود، خدای جنگ نمی‌توانست خدایی پست باشد؛ او پدر و پاسدار بود.

آگوستوس (Augustus) هم این را خوب می‌دانست. او در میدان تازه‌ای که در روم ساخت، معبد بزرگی برای «مارس انتقام‌گیرنده» (Mars Ultor) برپا کرد، به یاد انتقامی که از قاتلان پدرخوانده‌اش ژولیوس سزار گرفته بود.

برای آشنایی با دیگر خدایان روم، مقاله‌های ژانوس، ساتورن و وستا را بخوانید، و همتای یونانی مینروا را در مقالهٔ آتنا ببینید.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

  • اووید، فاستی (Fasti)، کتاب سوم؛ ترجمهٔ انگلیسی آنلاین از ای. اس. کلاین.
  • تیتوس لیویوس، تاریخ روم از بنیان شهر (Ab Urbe Condita)، کتاب یکم، بخش‌های ۳ تا ۷ و ۲۰.
  • پلوتارک، زندگی نوما (Life of Numa)، بخش ۱۳.
  • کاتو، دربارهٔ کشاورزی (De Agri Cultura)، بند ۱۴۱.
  • مری بیرد، جان نورث و سایمون پرایس، ادیان روم (Religions of Rome)، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸.
در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از اساطیر روم

وستا و دوشیزگان وستال؛ آتشی که نباید خاموش می‌شد
اساطیر روم

وستا و دوشیزگان وستال؛ آتشی که نباید خاموش می‌شد

وستا، ایزدبانوی رومی آتش اجاق که در معبدش پیکره‌ای نبود و فقط آتشی جاودان می‌سوخت؛ داستان خرِ جشن وستالیا، دوشیزگان وستال، توکیا و غربالش و کیفر هولناک شکستن پیمان.

قسمت پادکست ۵ دقیقه خواندن
ساتورن و ساتورنالیا؛ خدای عصر طلایی و جشنی که جهان را وارونه می‌کرد
اساطیر روم

ساتورن و ساتورنالیا؛ خدای عصر طلایی و جشنی که جهان را وارونه می‌کرد

ساتورن، خدای کهن رومی که پس از رانده شدن از آسمان در ایتالیا پنهان شد و عصر طلایی را آورد؛ داستان او و جشن ساتورنالیا که در آن بردگان و اربابان جایشان را عوض می‌کردند.

قسمت پادکست ۴ دقیقه خواندن
ژانوس؛ خدای دوچهرهٔ درها، آغازها و پایان‌ها
اساطیر روم

ژانوس؛ خدای دوچهرهٔ درها، آغازها و پایان‌ها

ژانوس، خدای دوچهرهٔ رومی که بر درها و آغازها فرمان می‌راند؛ داستان چشمه‌های جوشانی که رم را از سابین‌ها نجات داد، درهای معبد جنگ و صلح و ماه ژانویه.

قسمت پادکست ۵ دقیقه خواندن

پادکست تحوت را در سایر پادگیرها بشنوید