وستا و دوشیزگان وستال؛ آتشی که نباید خاموش میشد
در قلب شهر روم، در ساختمانی کوچک و گرد، آتشی میسوخت که رومیان باور داشتند سرنوشت شهرشان به آن بسته است. اگر خاموش میشد، روم در خطر بود. نگهبانی از این آتش با شش زن بود که سی سال از زندگیشان را وقف آن میکردند. این آتش از آن وستا (Vesta) بود، ایزدبانوی اجاق خانه و اجاق شهر. پیش از آنکه به آیینهای سخت او برسیم، داستانی را بخوانیم که اووید (Ovid) دربارهٔ او تعریف میکند.

شبی که خری وستا را نجات داد
اووید در «فاستی» (Fasti) میگوید روزی سیبله (Cybele)، مادر خدایان، خدایان و پریان و ساتیرها را به ضیافتی خواند. همه تا دیروقت خوردند و نوشیدند و بعد هر کس در گوشهای از جنگل به خواب رفت. وستا هم، بیخبر و آرام، روی سبزهها خوابید.
در میان مهمانان، پریاپوس (Priapus) بود، خدای باروری که به هوسرانی شهره بود. چشمش به وستای خفته افتاد و آرام و پاورچین به سوی او خزید. نزدیک بود به او برسد که ناگهان خر پیری که سیلنوس (Silenus) سوارش آمده بود، در کنار رودخانه عرعر بلندی سر داد. وستا از خواب پرید، همهٔ مهمانان بیدار شدند و پریاپوس شرمسار گریخت.
از آن روز، در جشن وستالیا (Vestalia) که در ماه ژوئن برگزار میشد، خرها را از کار معاف میکردند و گردنشان را با حلقههای گل و نان میآراستند. خری که آبروی ایزدبانوی پاکدامنی را نجات داده بود، شایستهٔ این پاداش بود.
ایزدبانوی بیپیکره
وستا همتای ایزدبانوی یونانی هستیا (Hestia) است، اما در روم جایگاهی بسیار بزرگتر داشت. اووید مینویسد که در معبد وستا هیچ پیکرهای از او نبود؛ خود ایزدبانو همان آتش زنده بود. این معبد گرد بود، شاید به یاد کلبههای گرد نخستین ساکنان ایتالیا، که اجاقشان در میانه میسوخت.
هر خانهٔ رومی اجاقی داشت که به وستا تعلق داشت، و آتش معبد او اجاق کل شهر بود. هر سال در نخستین روز ماه مارس، که آغاز سال کهن رومی بود، این آتش را آیینی خاموش میکردند و دوباره روشن میکردند. اما خاموش شدن تصادفی آتش در هر زمان دیگری فاجعه بود و نشانهٔ خشم خدایان شمرده میشد.
دوشیزگان وستال
نگهبانان این آتش دوشیزگان وستال (Virgines Vestales) بودند. پلوتارک (Plutarch) میگوید نوما (Numa)، دومین پادشاه روم، این آیین را بنیان نهاد. دختران را از میان خانوادههای سرشناس، معمولاً میان شش تا ده سالگی، برمیگزیدند. آنها سی سال خدمت میکردند: ده سال آموختن، ده سال انجام آیینها، و ده سال آموزش دادن به تازهواردان. پس از آن آزاد بودند که بروند و حتی ازدواج کنند.
وستالها از امتیازهایی برخوردار بودند که هیچ زن رومی دیگری نداشت: میتوانستند بیسرپرست مرد دارایی داشته باشند و وصیت کنند، در نمایشها جای ویژه داشتند، و اگر محکوم به مرگی در راه با یکی از آنها روبهرو میشد، بخشوده میشد. وصیتنامههای مهم، از جمله وصیتنامهٔ ژولیوس سزار و آگوستوس، نزد آنها به امانت نهاده میشد.
اما بهای این امتیازها سنگین بود. اگر آتش خاموش میشد، وستال مسئول را تازیانه میزدند. و اگر وستالی متهم میشد که پیمان پاکدامنی را شکسته، کیفرش هولناک بود: چون ریختن خون او روا نبود، او را با اندکی نان و آب و چراغی در اتاقکی زیرزمینی در نزدیکی یکی از دروازههای شهر زنده به گور میکردند.
توکیا و غربال
همهٔ داستانها پایان تلخ نداشتند. والریوس ماکسیموس (Valerius Maximus)، نویسندهٔ رومی، از وستالی به نام توکیا (Tuccia) یاد میکند که به شکستن پیمان متهم شد. توکیا برای اثبات بیگناهیاش از وستا یاری خواست، غربالی برداشت، آن را از آب رود تیبر پر کرد و تا معبد برد، بیآنکه قطرهای بریزد. تصویر توکیا با غربالش بعدها یکی از نمادهای محبوب پاکدامنی در نقاشی اروپایی شد.
جالب اینکه مادر بنیانگذاران روم هم یک وستال بود. رئا سیلویا (Rhea Silvia)، مادر رومولوس و رموس، را به زور به جرگهٔ وستالها فرستاده بودند تا فرزندی نیاورد که مدعی تاج و تخت شود. اما او از مارس (Mars)، خدای جنگ، باردار شد. داستان کامل این دوقلوها را در اساطیر روم، قسمت اول میخوانید.
خاموشی آتش
آتش وستا بیش از هزار سال سوخت. در پایان قرن چهارم میلادی، با رسمی شدن مسیحیت و بسته شدن معابد کهن به فرمان امپراتور تئودوسیوس (Theodosius)، آیین وستالها برچیده شد و آتش برای همیشه خاموش شد. امروز در میدان شهر روم ویرانههای معبد گرد وستا و خانهٔ وستالها را میتوان دید، با پیکرههایی از وستالهای ارشد که هنوز در حیاط خانهشان ایستادهاند.
برای آشنایی با خدایان دیگر روم، مقالههای ژانوس و ساتورن و ساتورنالیا را بخوانید، یا به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- اووید، فاستی (Fasti)، کتاب ششم؛ ترجمهٔ انگلیسی آنلاین از ای. اس. کلاین.
- پلوتارک، زندگی نوما (Life of Numa)، بخشهای ۹ تا ۱۱.
- والریوس ماکسیموس، کارها و گفتههای بهیادماندنی (Facta et Dicta Memorabilia)، کتاب هشتم، بخش ۱.
- تیتوس لیویوس، تاریخ روم از بنیان شهر (Ab Urbe Condita)، کتاب یکم، بخشهای ۳ و ۴ و ۲۰.
- مری بیرد، جان نورث و سایمون پرایس، ادیان روم (Religions of Rome)، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸.
