هومبابا؛ نگهبان جنگل سدر در حماسهٔ گیلگمش
هومبابا نخستین دشمن بزرگ گیلگمش و انکیدو است، و ماجرای سفر آن دو به جنگل سدر برای کشتن او یکی از هیجانانگیزترین بخشهای حماسهٔ گیلگمش. در این مقاله اول داستان را از آغاز تا پایان میخوانیم، از تصمیم گیلگمش برای رفتن تا سرنوشت سر بریدهٔ هومبابا، و بعد میپردازیم به اینکه هومبابا واقعاً چه موجودی بود و چرا پژوهشگران امروز به داستان او با نگاه تازهای مینگرند.
هومبابا کیست؟
هومبابا، که در متنهای سومری هواوا نام دارد، نگهبان جنگل سدر است که انلیل، فرمانروای خدایان، او را برای پاسداری از این جنگل گماشته بود. جنگل سدر در دوردستهای غربی، در کوهستانهای لبنان امروز، جای داشت و چوب سدرش برای مردم بینالنهرین، که در سرزمینشان درخت بلند کم بود، بسیار ارزشمند بود.
حماسه هومبابا را چنین توصیف میکند: غرشش توفان است، دهانش آتش و نفسش مرگ. او صدای حرکت هر جانوری را تا شصت فرسنگ میشنود، و انلیل هفت پرتو هراسانگیز به او بخشیده است که مانند زرهی او را میپوشانند.
سفر به جنگل سدر
گیلگمش، که پس از دوستی با انکیدو در جستوجوی نامی جاودانه است، تصمیم میگیرد به جنگل سدر برود و هومبابا را بکشد تا «بدی را از سرزمین بزداید». انکیدو که جنگل را در روزگار وحشیاش دیده، میکوشد او را منصرف کند، و ریشسفیدان اوروک هم هشدار میدهند. اما گیلگمش پاسخ میدهد که زندگی انسان کوتاه است و تنها نام نیک ماندگار است. مادرش نینسون برای او به درگاه شمش، خدای خورشید، دعا میکند و انکیدو را به فرزندی میپذیرد.
دو دوست راهی میشوند و در هر منزل، گیلگمش خوابی هولناک میبیند و انکیدو هر بار آن را به فال نیک تعبیر میکند. وقتی به جنگل میرسند، از زیبایی و بلندی درختان سدر شگفتزده میشوند.
نبرد و التماس هومبابا
هومبابا با تحقیر انکیدو را «بچهٔ ماهی» و «لاکپشت» میخواند و تهدید میکند که گوشت گیلگمش را خوراک پرندگان خواهد کرد. نبرد آغاز میشود و زمین از کوبش پاهایشان میشکافد. در لحظهٔ سرنوشتساز، شمش سیزده باد را بر هومبابا میفرستد که او را از هر سو در بر میگیرند و از حرکت بازش میدارند.
هومبابا که شکست خورده، به التماس میافتد و به گیلگمش پیشنهاد میکند که بندهٔ او شود و هر قدر چوب سدر که بخواهد برایش ببرد. گیلگمش دودل است، اما انکیدو اصرار میکند که پیش از آنکه انلیل باخبر شود، کار را تمام کنند. هومبابا هر دو را نفرین میکند که هیچکدام به پیری نرسند، و آنها او را میکشند. سپس درختان سدر را میبرند و از بلندترین آنها دری برای معبد انلیل در نیپور میسازند، و سر هومبابا را با کلک بر فرات به خانه میبرند.
هومبابا واقعاً که بود؟
در سال ۲۰۱۱ قطعهای تازه از لوح پنجم حماسه در موزهٔ سلیمانیه در کردستان عراق شناسایی شد که فریدون الراوی و اندرو جرج آن را منتشر کردند. این قطعه جنگل سدر را نه سرزمینی وحشتآور، بلکه بهشتی سرسبز و پرصدا توصیف میکند که میمونها در آن فریاد میزنند و جیرجیرکها و پرندگان آواز میخوانند، و هومبابا از این همه آوا مانند موسیقی لذت میبرد. این تصویر هومبابا را بیشتر نگهبان یک طبیعت زنده نشان میدهد تا هیولایی خونآشام، و کشتنش را به چیزی نزدیکتر به تجاوز به طبیعت تبدیل میکند.
چهرهٔ هومبابا در جهان واقعی هم اثری به جا گذاشته است. در موزهٔ بریتانیا نقابی کوچک از گِل پخته از شهر سیپار نگهداری میشود که چهرهٔ هومبابا را با خطوطی پیچدرپیچ مانند رودهها نشان میدهد. فالگیران بابلی هنگام بررسی رودههای جانوران قربانی از این نقش استفاده میکردند، و نوشتهای بر پشت آن، الگوی روده را با چهرهٔ هومبابا پیوند میدهد.
دیگر چهرههای اساطیر بینالنهرین در تحوت: ایشتر، اِآ، انلیل، آنو، نینسون، اوتناپیشتی. برای دیدن همهٔ مدخلها به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- متون کهن: حماسهٔ گیلگمش، لوحهای دوم تا پنجم؛ «بیلگمس و هواوا» (سومری).
- اندرو جرج، حماسهٔ بابلی گیلگمش (The Babylonian Gilgamesh Epic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۳.
- فریدون الراوی و اندرو جرج، «بازگشت به جنگل سدر: آغاز لوح پنجم حماسهٔ گیلگمش» (Back to the Cedar Forest)، مجلهٔ مطالعات میخی (Journal of Cuneiform Studies)، ۲۰۱۴.
- سوفوس هله، گیلگمش؛ ترجمهای تازه از حماسهٔ کهن (Gilgamesh: A New Translation of the Ancient Epic)، انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۲۱.
