نینسون؛ مادر گیلگمش و ایزدبانوی گاو وحشی
نینسون مادر گیلگمش است و در حماسه هر بار که پسرش با ناشناختهای روبهرو میشود، این مادر است که راه را به او نشان میدهد. در این مقاله اول میبینیم نینسون کیست و نامش چه معنایی دارد، بعد دو صحنهٔ مهم او را در حماسه میخوانیم، یعنی تعبیر خوابهای گیلگمش و دعای او پیش از سفر به جنگل سدر، و در پایان به این میپردازیم که چرا پادشاهان واقعی بینالنهرین میخواستند خود را فرزند او بدانند.
نینسون کیست؟
نام نینسون از دو واژهٔ سومری ساخته شده است: «نین» به معنای «بانو» و «سون» به معنای «گاو وحشی ماده». پس نینسون یعنی «بانوی گاو وحشی». در حماسهٔ گیلگمش او را «گاو وحشی مقدس» میخوانند و گیلگمش را «گوسالهٔ» او، و خود گیلگمش هم «گاو وحشی اوروک» نامیده میشود.
همسر نینسون لوگالباندا بود، پادشاهی از اوروک که در شعرهای سومری قهرمان چند حماسهٔ کوچک است و بعدها خدا شمرده شد. نینسون در حماسه همیشه با صفت «دانا» یاد میشود، ایزدبانویی که «همهچیز را میداند».
خوابگزار پسرش
در لوح یکم، پیش از آنکه گیلگمش انکیدو را ببیند، دو خواب پیاپی میبیند. در خواب اول، سنگی از آسمان فرومیافتد که گیلگمش نمیتواند بلندش کند، و در خواب دوم تبری در کوچههای اوروک افتاده است. هر دو بار مردم دورش جمع میشوند و گیلگمش آن را مانند همسری دوست میدارد و پیش پای مادرش میگذارد.
گیلگمش هر بار نزد مادرش میرود و نینسون خوابها را تعبیر میکند: یاری نیرومند به سوی تو میآید، دوستی که در روزهای سخت کنارت خواهد ایستاد و زورش مانند سنگی آسمانی است. در ادبیات بینالنهرین، تعبیر خواب معمولاً کار زنی نزدیک به قهرمان بود، و نینسون نخستین کسی است که آمدن انکیدو را پیشگویی میکند.
دعا بر بام معبد
مهمترین صحنهٔ نینسون در لوح سوم است. گیلگمش و انکیدو آمادهٔ سفر به جنگل سدرند و نزد نینسون میروند تا از او یاری بخواهند. نینسون به اتاقش میرود، در آب گیاهان پاککننده شستوشو میکند، جامهای در خور تن و زیوری در خور سینه میپوشد، تاج بر سر میگذارد و بر بام معبد بالا میرود. آنجا در برابر شمش، خدای خورشید، بخور میسوزاند و دست به دعا برمیدارد.
دعای او هم دعاست و هم گلایه. از شمش میپرسد: چرا به پسرم گیلگمش دلی بیقرار دادی؟ اکنون او را برانگیختهای تا به راهی دور برود و با هومبابا بجنگد. سپس از شمش میخواهد که در همهٔ روزهای سفر نگهبان پسرش باشد. پس از دعا، نینسون انکیدو را فرامیخواند، نشانهای به گردنش میآویزد و او را به فرزندی میپذیرد. از این پس گیلگمش و انکیدو برادرند.
مادر پادشاهان
نینسون فقط مادر گیلگمش نبود. در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد، دو پادشاه نخست سلسلهٔ سوم اور، اورنمو و پسرش شولگی، در سرودهایشان خود را فرزند نینسون و لوگالباندا میخواندند. با این ادعا، آنها برادر گیلگمش میشدند و افتخار بزرگترین قهرمان گذشته را به نام خود ثبت میکردند. شولگی گیلگمش را «برادر و دوست» خود مینامید.
این نشان میدهد که مادر بودن نینسون فقط نقشی خانوادگی در یک داستان نبود. او پیوندی میان خدایان و پادشاهان بود، و هر پادشاهی که خود را زادهٔ او میدانست، بخشی از شکوه ایزدی را از آن خود میکرد.
دیگر چهرههای اساطیر بینالنهرین در تحوت: ایشتر، اِآ، انلیل، آنو، هومبابا، اوتناپیشتی. برای دیدن همهٔ مدخلها به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- متون کهن: حماسهٔ گیلگمش، لوحهای یکم و سوم؛ سرودهای اورنمو و شولگی (سومری).
- اندرو جرج، حماسهٔ بابلی گیلگمش (The Babylonian Gilgamesh Epic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۳.
- سوفوس هله، گیلگمش؛ ترجمهای تازه از حماسهٔ کهن (Gilgamesh: A New Translation of the Ancient Epic)، انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۲۱.
- جرمی بلک و آنتونی گرین، خدایان، دیوان و نمادهای بینالنهرین باستان (Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia)، انتشارات موزهٔ بریتانیا، ۱۹۹۲.
