اوتناپیشتی؛ بازماندهٔ توفان بزرگ و انسانی که جاودان شد

۴ دقیقه خواندن
اوتناپیشتی؛ بازماندهٔ توفان بزرگ و انسانی که جاودان شد

اوتناپیشتی تنها انسانی است که در اساطیر بین‌النهرین به جاودانگی رسید، و گیلگمش در اوج سوگ انکیدو سفری دشوار تا آن سوی جهان را برای دیدار او پیمود. در این مقاله اول داستان توفان بزرگ را آن‌طور که خود اوتناپیشتی برای گیلگمش تعریف می‌کند می‌خوانیم، بعد دیدار این دو و آزمون بی‌خوابی و گیاه جوانی را، و در پایان می‌بینیم نام‌های دیگر او چیست و داستانش چه پیوندی با داستان نوح دارد.

اوتناپیشتی کیست؟

نام اوتناپیشتی در زبان اکدی به معنای «او زندگی را یافت» است. او پسر اوبار-توتو و پادشاه شهر شوروپک در کرانهٔ فرات بود. در لوح یازدهم حماسهٔ گیلگمش او را «اوتناپیشتیِ دوردست» می‌خوانند، چون پس از توفان، خدایان او را با همسرش در «دهانهٔ رودها»، در دورترین نقطهٔ جهان، جای دادند.

داستان توفان

اوتناپیشتی برای گیلگمش تعریف می‌کند که روزگاری خدایان بزرگ تصمیم گرفتند با توفانی همهٔ آدمیان را نابود کنند. اِآ، خدای خرد، که سوگند خورده بود راز را به هیچ انسانی نگوید، با دیوار نیی کلبهٔ اوتناپیشتی سخن گفت و از او خواست خانه‌اش را ویران کند، از دارایی‌اش دست بکشد و کشتی‌ای بسازد تا جان‌ها را نجات دهد.

اوتناپیشتی کشتی را با اندازه‌هایی که اِآ گفته بود ساخت: درازا و پهنایش برابر بود و هفت طبقه داشت. مردم شهر را با خوراک و نوشیدنی به کار گرفت، کشتی را با قیر اندود کرد و همهٔ زر و سیم و خانواده و خویشان و صنعتگران و جانوران دشت را در آن جای داد. وقتی شمش، خدای خورشید، نشانهٔ موعود را فرستاد، به کشتی رفت و در را بست.

توفان شش روز و هفت شب ادامه یافت. چنان سهمگین بود که خود خدایان هم ترسیدند و مثل سگ‌هایی کز کرده، به بالاترین آسمان گریختند، و ایزدبانوی مادر برای آفریده‌هایش زاری کرد. روز هفتم توفان فرونشست و همهٔ آدمیان به گِل بدل شده بودند. کشتی بر کوه نیموش به گل نشست. اوتناپیشتی هفت روز صبر کرد و بعد کبوتری را رها کرد که چون جایی برای نشستن نیافت بازگشت، سپس پرستویی که او هم بازگشت، و سرانجام کلاغی که آب‌ها را فروکش‌کرده دید و دیگر بازنگشت.

اوتناپیشتی از کشتی بیرون آمد و قربانی کرد، و خدایان که مدت‌ها خوراکی نخورده بودند، مثل مگس گرد قربانی جمع شدند. انلیل از دیدن بازماندگان خشمگین شد، اما اِآ او را سرزنش کرد، و انلیل خود به کشتی آمد، دست اوتناپیشتی و همسرش را گرفت و آن دو را مانند خدایان جاودان کرد.

دیدار با گیلگمش

گیلگمش پس از مرگ انکیدو از مرگ هراسان شد و به جست‌وجوی اوتناپیشتی رفت تا راز جاودانگی را از او بیاموزد. از کوه‌های ماشو و تونل تاریک خورشید گذشت، با شیدوری، زن میخانه‌دار کنار دریا، سخن گفت و با کمک اورشنابی، کشتیبان اوتناپیشتی، از آب‌های مرگ عبور کرد.

اوتناپیشتی پس از شنیدن سرگذشت گیلگمش با او از ناپایداری زندگی انسان سخن می‌گوید و بعد داستان توفان را تعریف می‌کند تا نشان دهد جاودانگی او هدیه‌ای یگانه بوده و دیگر تکرار نمی‌شود. سپس او را می‌آزماید: اگر می‌خواهی بر مرگ چیره شوی، اول بر خواب چیره شو و شش روز و هفت شب بیدار بمان. گیلگمش بی‌درنگ به خواب می‌رود و هفت روز می‌خوابد. همسر اوتناپیشتی هر روز نانی کنار سرش می‌گذارد تا وقتی بیدار شد، نان‌های بیات‌شده گواه روزهایی باشند که خوابیده است.

در پایان، به خواهش همسرش، اوتناپیشتی رازی را با گیلگمش در میان می‌گذارد: در ژرفای آب گیاهی خاردار هست که پیر را جوان می‌کند. گیلگمش به ژرفا فرومی‌رود و گیاه را به دست می‌آورد، اما در راه بازگشت، وقتی در برکه‌ای شست‌وشو می‌کند، ماری بوی گیاه را می‌شنود، آن را می‌رباید و پوست می‌اندازد. گیلگمش با دست خالی به اوروک بازمی‌گردد.

نام‌های دیگر و پیوند با نوح

داستان اوتناپیشتی کهن‌تر از حماسهٔ گیلگمش است. در حماسهٔ بابلی کهن آترخاسیس، قهرمان توفان آترخاسیس نام دارد که یعنی «بسیار خردمند»، و در روایت سومری زیوسودرا خوانده می‌شود. بِروسوس، کاهن بابلی که در قرن سوم پیش از میلاد به یونانی می‌نوشت، او را خیسوتروس نامیده است.

وقتی جرج اسمیت، کارشناس موزهٔ بریتانیا، در سال ۱۸۷۲ لوح یازدهم را خواند و شباهت آن را با داستان نوح در سفر پیدایش دید، این کشف جهان را تکان داد. کشتی، پرندگانی که برای یافتن خشکی فرستاده می‌شوند، نشستن کشتی بر کوه و قربانی پس از توفان، همه در هر دو روایت هست. امروز بیشتر پژوهشگران بر این باورند که روایت کتاب مقدس از سنت‌های کهن‌تر بین‌النهرین سرچشمه گرفته است.

دیگر چهره‌های اساطیر بین‌النهرین در تحوت: ایشتر، اِآ، انلیل، آنو، نین‌سون، هومبابا. برای دیدن همهٔ مدخل‌ها به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.

منابع و مطالعهٔ بیشتر

  • متون کهن: حماسهٔ گیلگمش، لوح‌های دهم و یازدهم؛ حماسهٔ آترخاسیس؛ روایت سومری توفان (زیوسودرا).
  • اندرو جرج، حماسهٔ بابلی گیلگمش (The Babylonian Gilgamesh Epic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۳.
  • سوفوس هله، گیلگمش؛ ترجمه‌ای تازه از حماسهٔ کهن (Gilgamesh: A New Translation of the Ancient Epic)، انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۲۱.
  • استفانی دالی، اسطوره‌های بین‌النهرین (Myths from Mesopotamia)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۸۹.
در ادامه بخوانید

روایت‌های دیگری از میان‌رودان

هومبابا؛ نگهبان جنگل سدر در حماسهٔ گیلگمش
میان‌رودان

هومبابا؛ نگهبان جنگل سدر در حماسهٔ گیلگمش

هومبابا یا هواوا، نگهبان هراس‌انگیز جنگل سدر که انلیل او را گماشته بود؛ داستان نبرد گیلگمش و انکیدو با او، التماس‌ها و نفرینش و معنای کشتن نگهبان جنگل.

۴ دقیقه خواندن
نین‌سون؛ مادر گیلگمش و ایزدبانوی گاو وحشی
میان‌رودان

نین‌سون؛ مادر گیلگمش و ایزدبانوی گاو وحشی

نین‌سون، ایزدبانویی که مادر گیلگمش بود و «بانوی گاو وحشی» نام داشت؛ خواب‌گزار دانایی که آمدن انکیدو را پیشگویی کرد، برای پسرش به درگاه شمش دعا کرد و انکیدو را به فرزندی پذیرفت.

۴ دقیقه خواندن
آنو؛ خدای آسمان و پدر خدایان بین‌النهرین
میان‌رودان

آنو؛ خدای آسمان و پدر خدایان بین‌النهرین

آنو یا آن، خدای آسمان و پدر خدایان در اساطیر بین‌النهرین؛ خدای بلندمرتبه و دوردستی که گاو آسمان را به ایشتر داد و جاودانگی را به آداپا پیشکش کرد.

۴ دقیقه خواندن

پادکست تحوت را در سایر پادگیرها بشنوید