ایشتر؛ ایزدبانوی عشق و جنگ در اساطیر بینالنهرین
ایشتر پرآوازهترین ایزدبانوی بینالنهرین است؛ ایزدبانویی که هم عشق و میل در دست او بود و هم جنگ و ویرانی. در این مقاله اول با خود او و نامهایش آشنا میشویم، بعد مشهورترین داستانش یعنی سفر به جهان زیرین را میخوانیم، سپس میبینیم در حماسهٔ گیلگمش چه نقشی دارد، و در پایان به این میپردازیم که چرا یک ایزدبانو میتوانست هم عشق باشد و هم جنگ.
ایشتر کیست؟
سومریها او را اینانا مینامیدند و اکدیها و بابلیها ایشتر. مرکز پرستش او شهر اوروک بود، همان شهر گیلگمش، و معبد بزرگش در آنجا اِآنا نام داشت که به معنای «خانهٔ آسمان» است. در بیشتر روایتها دختر سین، خدای ماه، و خواهر شمش، خدای خورشید، است، اما در سنت اوروک گاهی دختر آنو، خدای آسمان، خوانده میشود.
ایشتر در آسمان همان ستارهٔ ناهید بود که هم صبحگاهان پیش از طلوع خورشید دیده میشود و هم شامگاهان پس از غروب. نماد او ستارهای هشتپر بود و جانور محبوبش شیر. هر کس امروز دروازهٔ ایشتر را در موزهٔ پرگامون برلین دیده باشد، این شیرهای زرد بر زمینهٔ آجرهای لاجوردی را به یاد دارد. نبوکدنصر دوم این دروازه را در قرن ششم پیش از میلاد به نام او در بابل ساخت.
سفر به جهان زیرین
مشهورترین داستان ایشتر سفر او به جهان زیرین است که هم نسخهٔ سومری دارد و هم نسخهٔ اکدی. در روایت سومری، اینانا تصمیم میگیرد به قلمرو خواهرش اِرِشکیگال، ملکهٔ جهان مردگان، برود. پیش از رفتن به وزیر وفادارش نینشوبور سفارش میکند که اگر بازنگشت، از خدایان کمک بخواهد.
جهان زیرین هفت دروازه دارد و در هر دروازه نگهبان یکی از نشانههای قدرت اینانا را از او میگیرد: تاج، گردنبند، جامه و دیگر زیورهایش، تا وقتی که برهنه و بیقدرت به پیشگاه ارشکیگال میرسد. داوران جهان زیرین نگاه مرگ بر او میافکنند و جسدش را به قلابی میآویزند.
سه روز میگذرد و نینشوبور به خدایان رو میآورد. تنها اِنکی، خدای خرد، به کمک میآید. او از چرک زیر ناخنش دو موجود کوچک میسازد که به جهان زیرین راه مییابند و با همدردی با ارشکیگال، جسد اینانا را از او میگیرند و با آب و غذای زندگی زندهاش میکنند. اما قانون جهان زیرین این است که هیچکس بیجانشین از آن بیرون نمیآید. اینانا وقتی بازمیگردد میبیند همسرش دوموزی، برخلاف دیگران، برایش سوگواری نکرده و بر تخت نشسته است، پس او را به جای خود به دیوان جهان زیرین میسپارد. سرانجام قرار میشود دوموزی نیمی از سال را در جهان زیرین بماند و خواهرش گشتینانا نیم دیگر را.
ایشتر در حماسهٔ گیلگمش
در لوح ششم حماسه، پس از بازگشت گیلگمش از جنگل سدر، ایشتر زیبایی او را میبیند و از او خواستگاری میکند و وعدهٔ ارابهای از لاجورد و زر و ثروتی بیپایان میدهد. پاسخ گیلگمش یکی از تندترین گفتارهای حماسه است. او فهرست دلدادگان پیشین ایشتر را برمیشمارد و یادآوری میکند که هیچکدام عاقبت خوشی نداشتند: دوموزی که هر سال برایش سوگواری میکنند، پرندهای که بالش را شکست، شیری که برایش گودال کند، اسبی که به تازیانه محکومش کرد، چوپانی که به گرگ بدلش کرد و باغبانی به نام ایشولانو که او را به جانوری کوچک تبدیل کرد.
ایشتر خشمگین به آسمان نزد پدرش آنو میرود و گاو آسمان را میخواهد تا گیلگمش را نابود کند، و تهدید میکند که اگر خواستهاش برآورده نشود، دروازههای جهان زیرین را میشکند و مردگان را برمیخیزاند تا شمارشان از زندگان بیشتر شود. آنو ناچار میپذیرد. گاو آسمان با هر خرناس گودالی در زمین اوروک باز میکند و صدها مرد را در آن فرومیبرد، اما گیلگمش و انکیدو آن را میکشند و انکیدو ران گاو را به سوی ایشتر پرتاب میکند. همین بیحرمتی، یکی از دلایلی است که خدایان در لوح هفتم مرگ انکیدو را تصمیم میگیرند.
ایزدبانوی عشق و جنگ
برای ما شاید عجیب باشد که یک ایزدبانو هم بر عشق فرمان براند و هم بر جنگ، اما برای مردم بینالنهرین این دو از یک جنس بودند: هر دو نیروهایی سرکش و پرشورند که آدمی را از خود بیرون میبرند و قاعدههای معمول زندگی را درهم میشکنند. در سرودهای سومری، نبرد را «رقص اینانا» میخواندند. ایشتر ایزدبانوی مرزهاست: میان آسمان و جهان زیرین، میان مرد و زن، میان نظم و آشوب.
داستان دیگری هم نشان میدهد که او چگونه قدرت را برای شهرش به دست آورد. در اسطورهٔ سومری «اینانا و انکی»، اینانا به شهر اریدو نزد انکی میرود و در ضیافتی که انکی مست میشود، «مِ»ها را از او هدیه میگیرد. مِها قانونها و هنرهای تمدن بودند، از پادشاهی و کاهنی تا نویسندگی و موسیقی. انکی وقتی هشیار میشود پشیمان است، اما اینانا با قایق آسمانیاش آنها را به اوروک رسانده است. این داستان به زبان اسطوره توضیح میدهد که چرا اوروک خود را گهوارهٔ تمدن میدانست.
دیگر چهرههای اساطیر بینالنهرین در تحوت: اِآ، انلیل، آنو، نینسون، هومبابا، اوتناپیشتی. برای دیدن همهٔ مدخلها به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- متون کهن: «فرود اینانا به جهان زیرین» (سومری) و «فرود ایشتر به جهان زیرین» (اکدی)؛ «اینانا و انکی»؛ حماسهٔ گیلگمش، لوح ششم.
- اندرو جرج، حماسهٔ بابلی گیلگمش (The Babylonian Gilgamesh Epic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۳.
- جرمی بلک و آنتونی گرین، خدایان، دیوان و نمادهای بینالنهرین باستان (Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia)، انتشارات موزهٔ بریتانیا، ۱۹۹۲.
- استفانی دالی، اسطورههای بینالنهرین (Myths from Mesopotamia)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۸۹.
