اِآ یا انکی؛ خدای خرد و آبهای ژرف در اساطیر بینالنهرین
اگر در اسطورههای بینالنهرین مشکلی پیش بیاید که هیچ خدایی از پس آن برنیاید، معمولاً سر و کلهٔ اِآ پیدا میشود. او خدای خرد، جادو و هنرها بود و بیش از هر خدای دیگری با انسانها مهربان. در این مقاله اول با خود او و قلمروش آشنا میشویم، بعد سه داستان مشهورش را میخوانیم، یعنی آفرینش انسان، نجات بشر از توفان و داستان آداپا، و در پایان میبینیم چرا او را خدای حیلهگر بینالنهرین میدانند.
اِآ کیست؟
سومریها او را انکی مینامیدند که به معنای «سرور زمین» است و اکدیها و بابلیها اِآ. قلمرو او آپسو بود، یعنی اقیانوس آبهای شیرین زیر زمین که به باور مردم بینالنهرین همهٔ چشمهها، چاهها و رودها از آن سرچشمه میگرفتند. شهر مقدسش اریدو در جنوب سومر بود که یکی از کهنترین شهرهای جهان است، و معبدش در آنجا اِآبزو یا «خانهٔ آپسو» نام داشت.
در نقشهای کهن، اِآ را با دو جوی آب که از شانههایش جاری است و ماهیهایی که در آن شنا میکنند نشان میدادند. نماد او ماهیبز بود، موجودی با سر و بدن بز و دم ماهی. اِآ پدر مردوک، خدای بزرگ بابل، هم بود.
آفرینش انسان
در حماسهٔ آترخاسیس آمده است که روزگاری خدایان فرودست ناچار بودند همهٔ کارهای سخت را انجام دهند، از کندن آبراهها تا ساختن خانهها. سرانجام از خستگی شوریدند، ابزارهایشان را آتش زدند و خانهٔ انلیل را محاصره کردند. این اِآ بود که راه چاره را پیشنهاد کرد: موجودی تازه آفریده شود تا بار کار را از دوش خدایان بردارد.
خدایان یکی از خودشان را قربانی کردند و الهه مادر به کمک اِآ، خون و گوشت او را با گِل درآمیخت. از این گِل نخستین انسانها ساخته شدند، و به همین دلیل انسان هم بخشی از خاک است و هم جرقهای خدایی در خود دارد.
نجات بشر از توفان
وقتی انلیل تصمیم گرفت انسانها را با توفان نابود کند، خدایان را سوگند داد که این راز را فاش نکنند. اِآ راهی هوشمندانه پیدا کرد تا هم سوگندش را نشکند و هم انسانها را نجات دهد. در لوح یازدهم حماسهٔ گیلگمش، اوتناپیشتی تعریف میکند که اِآ نه با او، بلکه با دیوار نیی کلبهاش سخن گفت: «ای دیوار نی، ای دیوار، گوش کن!» و از آن خواست که به صاحب خانه بگوید خانهاش را ویران کند و کشتی بسازد. به این ترتیب اِآ راز را به هیچ انسانی نگفت، و با این حال اوتناپیشتی همهچیز را شنید. پس از توفان هم این اِآ بود که انلیل را سرزنش کرد و او را به آرامش واداشت.
آداپا و نان زندگی
داستان آداپا چهرهٔ پیچیدهتری از اِآ نشان میدهد. آداپا یکی از هفت فرزانه و کاهن اِآ در اریدو بود. روزی در دریا ماهی میگرفت که باد جنوب قایقش را واژگون کرد، و آداپا در خشم خود بال باد جنوب را شکست. آنو او را به آسمان فراخواند تا پاسخ دهد. اِآ پیش از رفتن به آداپا سفارش کرد که در آسمان نان و آبی را که به او میدهند نخورد، چون نان و آب مرگ است.
اما در آسمان، آنو که خشمش فرونشسته بود، نان و آب زندگی جاودان را به آداپا پیشکش کرد، و آداپا به سفارش اِآ آن را نپذیرفت. آنو خندید و او را به زمین بازگرداند، و انسان جاودانگی را از دست داد. پژوهشگران هنوز بحث میکنند که آیا اِآ اشتباه کرد یا عمداً نخواست بندهٔ وفادارش جاودان شود.
خدای حیلهگر
در اساطیر بسیاری از ملتها خدایی هست که با زیرکی و نیرنگ، نه با زور، کار خود را پیش میبرد، و در بینالنهرین این خدا اِآ است. در حماسهٔ آفرینش بابلی، انوما الیش، او با افسونی خدای آپسو را به خواب میبرد و میکشد و خانهاش را بر پیکر او بنا میکند. در داستان سفر اینانا به جهان زیرین، او از چرک زیر ناخنش دو موجود میسازد تا اینانا را از مرگ بازگرداند.
اما برخلاف بسیاری از خدایان حیلهگر، اِآ تقریباً همیشه به سود انسانها نیرنگ میزند. او آفرینندهٔ انسان است و نگهبان او، و شاید به همین دلیل است که در حماسهٔ گیلگمش، مادر گیلگمش آرزو میکند که پسرش روزی «با اِآ در آپسو» خردمند شود.
دیگر چهرههای اساطیر بینالنهرین در تحوت: ایشتر، انلیل، آنو، نینسون، هومبابا، اوتناپیشتی. برای دیدن همهٔ مدخلها به دانشنامهٔ اساطیر سر بزنید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- متون کهن: حماسهٔ آترخاسیس؛ اسطورهٔ آداپا؛ انوما الیش؛ «اینانا و انکی» و «فرود اینانا به جهان زیرین» (سومری)؛ حماسهٔ گیلگمش، لوح یازدهم.
- اندرو جرج، حماسهٔ بابلی گیلگمش (The Babylonian Gilgamesh Epic)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۳.
- جرمی بلک و آنتونی گرین، خدایان، دیوان و نمادهای بینالنهرین باستان (Gods, Demons and Symbols of Ancient Mesopotamia)، انتشارات موزهٔ بریتانیا، ۱۹۹۲.
- استفانی دالی، اسطورههای بینالنهرین (Myths from Mesopotamia)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۸۹.
